۱- اینجانب احمد نقی زاده دارای تحصیلات حوزوی ( مقدمات ) و دانشگاهی ( کارشناسی حقوق ) و ۱۲ سال سابقه روزنامه نگاری و خبرنگاری ( که همچنان نیز ادامه دارد و خواهد داشت ) به منظور اثبات حسن نیت و وفاداری به نظام و انقلاب و همچنین تبری جستن از هرگونه اقدامی که سبب تضعیف نظام و خدمات صادقانه نیروهای انتظامی گردد ، روز چهارشنبه گذشته پس از شرکت در راهپیمایی ۱۳ آبان با همراهی یکی از خبرنگاران پیشکسوت استان ، در مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی آذربایجان غربی حضور یافته و در حضور سرهنگ مهرمند معاونت اجتماعی ناجای استان و سرگرد جدیدی رئیس مرکز اطلاع رسانی بر این نکته تآکید کردم که هیچگونه بهره برداری سیاسی و کینه توزی و غرض ورزی شخصی را نسبت به هیچ نهاد یا ارگانی نمی پسندم و فقط و فقط خواستار مجازات و تنبیه مآمور خاطی ای شدم که با اقدام خودسرانه خود باعث بی حرمتی به یک شهروند شده است .
۲- در این نشست صمیمی ، سرهنگ مهرمند پس از استماع دلایل و مشاهده مستندات موجود ضمن تشکر از حسن نیت حقیر و اعلام این نکته که نیروی انتظامی به هیچ وجه از اقدام خلاف ادب همکار خور حمایت نمی کند قول داد حتی اگر اینجانب از شکایت خود نیز صرفنظر کنم باز هم خود نیروی انتظامی با مأمور خاطی برخوردقانونی خواهد نمود و همچنین در نشست خبری بعدی رئیس مرکز اطلاع رسانی ناجای استان در حضور همکاران رسانه ای به نحو شایسته از اینجانب عذرخواهی و دلجویی شود .
۳- برهمین اساس دست نوشته ای تقدیم نمودم که طی آن هرگونه دخالت و تحریک نیروی انتظامی در واقعه مذکور را تکذیب کرده و براساس قولی که سرهنگ مهرمند و سرگردجدیدی دادند ، از همکاری صمیمانه آنها در پیگیری موضوع تقدیر نمودم .
۴- اینجانب در نوشته مذکور هیچ اشاره ای به سایت یا رسانه خاصی نکرده و خبر سایت های مختلف مبنی بر ضرب و شتم صورت گرفته یا خبرنگار بودن خود را تکذیب ننمودم .
۵- برخلاف آنچه که به برخی همکاران و دوستان گفته شده است ، اینجانب در نوشته مذکور یا حتی بطور شفاهی به هیچ وجه از رفتار یا عملکرد خود اظهار پشیمانی و ندامت نکرده ام .
۶- بدون شک منظور اینجانب از تکذیب برخی مطالب نادرست ، آن دسته از شایعاتی بود که با هدف تضعیف نظام و تخریب نیروی انتظامی یا زیر سوال بردن استاندار جدید مطرح شده بود وگرنه در خبر منتشر شده سایت عصر ایران هیچ نکته ای که متضمن موارد فوق باشد دیده نمی شود .
۷- در خصوص بیانیه منتشر شده از سوی تعدادی از روزنامه نگاران آذربایجان غربی نیز باید بر این نکته تأکید کرد که بیانیه اولا" بدون اطلاع یا سفارش اینجانب نوشته شده است و ثانیا" مخاطب آن نیروی محترم انتظامی نبوده بلکه خطاب به استاندار محترم نوشته شده است و حساسیت نیروی انتظامی در این خصوص بی مورد است .
۸- برهمین اساس اینجانب هرچند ممکن است از شکایت خود در محاکم قضایی بنا به دلایلی که ذکر شد ، صرفنظر کنم اما یقینا" در انتظار عمل به وعده داده شده از سوی نیروی انتظامی محترم استان مبنی بر برخورد قانونی با مآمور خاطی خواهم بود هر چند که این اتفاق روز پنجشنبه پشت درهای بسته و در مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی رخ داد .
۹- از سوی برخی اشخاص حقوقی ( که از بردن اسم شان فعلا" معذورم ) مطالبی مبنی بر بدنامی و سوءشهرت و محکومیت شلاق اینجانب اظهار شده که در این خصوص نیز از آنجا که اظهارات مذکور ضبط شده است ، در موقع مقتضی از طریق مراجع قانونی پیگیری خواهد شد ، ضمن آنکه محکومیت شلاق بنده نیز با شکایت مدیرکل وقت آموزش و پرورش استان به دلیل انتشار مطلبی در هفته نامه کوشا ( در سال ۸۱ ) بوده که پس از اعلام رضایت شاکی مختومه گردیده و اجرا نشده است .
۱۰- از کلیه عزیزان اصحاب قلم و اندیشه علی الخصوص دوست و استاد عزیزم آقای محمدی ( که ۱۱ سال قبل برای نخستین بار اصول و قواعد خبرنگاری را به من آموخت ) و همچنین پیشکسوت عرصه رسانه آقای امجدی و سایر دوستان و همکاران ارزشمندم که با انتشار مطلب ، بیانیه و تلفنی و حضوری در این مدت اظهار همدردی کردند ،تشکر نموده و بر این نکته نیز تأکید می کنم با اینکه مطالب منتشر شده در عصر ایران به درخواست و سفارش اینجانب نبوده است و این سایت مستقلا" اقدام به این کار کرده است اما صحت آن مطلب را تآیید کرده و از سایر رسانه های محترم از جمله آینانیوز ، تابناک ، بازتاب آنلاین ، الف و فردانیوز که در صدد حمایت برآمدند و به نیت دلجویی از این کمترین مطالبی منتشر نمودند ، سپاسگزاری می نمایم .
در خاتمه شهادت می دهم که اینجانب سالهاست روزنامه نگاری می کنم و برای اثبات روزنامه نگار بودنم نیازی به تأیید کذایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یا هر تشکل و انجمن کم اهمیت صنفی یا سکه و پلوپز و زمین و پتوی هدیه هیچ نهادی نداشته و ندارم و اگر خداوند بخواهد تا زنده ام می نویسم و به نوشتنم افتخار می کنم ولو اینکه این نوشتن ها به مذاق خیلی ها خوش نیاید و نان حرام کسی را آجر کند و یا دست دراز شده به بیت المالی را قطع کند و مقام و منزلت ناحقی را از کسی بگیرد !!!
یا علی
به همین مناسبت « ذوالفقار » برای نخستین بار اقدام به انتشار تاریخچه استانداران آذربایجان غربی نموده است . باید خاطرنشان کرد ، مطلبی که در دست دارید حاصل دو ماه تحقیق و جستجو در منابع مختلف تاریخی و بیش از 6 ساعت گفتگو با افراد مطلع بوده وهر کلمه از سطور آن با دقت و وسواس خاصی انتخاب شده است که به جرأت می توان ادعاکرد : تنها نوشتار تحقیقی نسبتا جامع و کامل در خصوص استانداران استانمان همین مطلبی است که در زیر می خوانید ، امید است این مطلب نیز به مانند مقاله ای که در مورد « شهید علی باکری » منتشر شد و مورد استقبال کم نظیر مخاطبان قرار گرفت ، بعنوان یک اثر ماندگار در صفحات تاریخ شهر و استانمان به ثبت برسد :
پس از کودتای 1299 رضاشاه و تقسیم مناطق مختلف کشور به ولایات منظم و یکپارچه ( که امروزه از آنها بعنوان استان یاد می شود ) شهر ارومیه بعنوان بخشی از ولایت آذربایجان محسوب می شد که حکام ( فرمانداران ) آن توسط والی آذربایجان مستقر در تبریز انتخاب و به ارومیه اعزام می شد . افرادی همچون سردار سطوت بهادری ، حاج میرزا آقابلوری ، امیرمحتشم آراسته و علی آقامیرپنج در این مقطع به حکومت ارومیه منصوب شدند .
در سال 1311 شمسی ، ارومیه و 5 شهر از توابع آن شامل خوی ، شاپور (سلماس) ، سلدوز (نقده) ، ساوجبلاغ (مهاباد) و ماکو در تقسیمات کشوری و سیاسی ، از تبریز منفک شده و بصورت یک استان مستقل رسمیت یافت که از آن زمان به بعد در مورد استاندارن آذربایجان باختری ، در پایتخت تصمیم گیری شد .

محمد ساعدمراغه ای
1- اولین استاندار تاریخ آذربایجان غربی « محمد ساعد مراغه ای » بود که از سال 1311 تا 1312 این سمت را عهده دار بود و بعدها به جهت نزدیکی اش با رضاشاه به دربار پهلوی راه یافت و لقب ساعدالوزرا گرفت .
2- مظفرخان اعلم ( 1312 شمسی ) او که در سال 1298 هم فرمانده قشون آذربایجان و هم والی تبریز و ارومیه بود و به جهت غلبه بر قوای سمیتکو و یاغیان کرد و فتح شهر سلماس ، به « سردار انتصار » ملقب گشته بود و نزد مردم آذربایجان محبوبیت فراوانی داشت . وی فردی فرهنگ دوست بود از این رو دو دبستان بنام های ( نوید فتح ) که بعدها به مظفریه شهرت یافت و دیگری مخصوص دختران بنام (دوشیزگان ) تأسیس کرد .
3- عامری ( 1313 شمسی ) وی مدت کوتاهی بعد از سردار انتصار استاندار بود .
4- فرخ ( 1313 شمسی ) همزمان با استانداری فرخ ، سرلشکر شاه بختی نیز فرمانده لشکر ارومیه بود که داستان رقابت سخت و چشم و همچشمی های این دو در تاریخ شهر ارومیه معروف است .

عبدالله مستوفی
5- عبدالله مستوفی ( 1315- 1314 ) شاید بتوان مستوفی را نامحبوب ترین و حتی منفورترین استاندار تاریخ آذربایجان غربی محسوب کرد . بدسلیقگی ، بددهنی ، توهین به آداب و رسوم و زبان مردم آذربایجان و جریحه دار کردن احساسات آنها با زشت گویی و لحن ناهنجار از مواردی است که در کارنامه این استاندار بی نزاکت ثبت شده است . عبدالرحمن فرامرزی مدیر وقت آن سالهای روزنامه کیهان در مقاله ای به برخی اقدامات مستوفی در آن زمان اشاره کرده و عملکرد او را مایه یأس مردم از حکومت شاه عنوان نموده است .
6- ادیب السلطنه سمیعی ( 1316-1315 ) وی که فردی اهل دانش و فرهنگ بود ، برای اصلاح ذهنیت مردم آذربایجان باختری نسبت به شاه ، بمدت یکسال بعنوان استاندار عازم ارومیه شد .
7- مظفر اعلم سردارانتصار ( 1318-1316 ) از آنجا که مردم ارومیه خاطره خوبی از سردار در ذهن داشتند ، وی برای دومین بار استاندار این استان شد .
8- حسین خان مستشاری ( 1320-1318 ) وی که در سال 1298 شمسی ( همزمان با حکومت سردار انتصار در کل آذربایجان ) رئیس اداره فرهنگ و معارف رضائیه بود و سابقه معلمی داشت به جهت روابط نزدیکش با سردار انتصار ، خدمات و فعالیت های فرهنگی و آموزشی بسیاری را با کمک سردار در این شهر پایه گذاری کرده بود . مدارسی که در دوران شادروان مستشاری تأسیس شد، در حقیقت اولین آموزشگاههای منسجم و مدرن ارومیه محسوب می شوند کهعلاوه بر دبستانهای مظفریه و دوشیزگان که قبلا ذکر شد ، مدرسه نوید دانش نیز در دو مقطع دبستان و دبیرستان راه اندازی شد که بعدها به مدرسه احمدیه معروف شد که هنوز هم با نام دبستان 22بهمن در خیابان امام فعلی در حال فعالیت است .
آموزشگاههای دیگری همچون شاهدخت ( لعیا ) ، دبستانملی ناموس ( ساختمان قبلی ناحیه یک ارومیه روبروی دارایی ) ، صائب ( کشاورزی ) و شش کلاسه مختلط در این دوره ساخته شده اند .
9- اردلان ( 1320 ) وی آخرین استاندار زمان پهلوی اول محسوب می شود چرا که در شهریور همان سال و با حمله متفقین ( انگلیس ) به ایران رضاشاه از سلطنت خلع و تبعید گردید .
10- تیمسار سرتیپ کوپال ( 1321-1320 ) بعد از اشغال ایران امورات ارتش بدست انگلیسی ها افتاد و برای نقاط مختلف کشور استانداران نظامی منصوب کردند .
11- دکتر امین الملک مرزبان ( 1323-1321 ) وی استاندار زمان اشغال خوانده می شود فردی که تحصیلکرده فرانسه بود و همسری یونانی داشت . در دوران استانداری مرزبان شورش و غارتگری اکراد یاغی مسلح از سر گرفته شده و به حدی رسیده بود که حتی آبادیهای اطراف ارومیه را اشغال کرده و محاصره نموده بودند و اگرچه مرزبان بعنوان استاندار در این شهر سکونت داشت اما کاری از دستش برنمی آمد و برای هر اقدام کوچکی می بایست موافقت مقامات اشغالگر خارجی و نمایندگان کنسولی آنها را جلب می کرد به همین خاطر مردم ستمدیده ارومیه از فرط استیصال و از روی ناچاری روز بیستم تیرماه 1323 به کاخ استانداری هجوم برده و استاندار را در دفترش به باد کتک گرفتند که با دخالت نیروهای نظامی ، مردم عصبانی تر و ناراحت تر از قبل متفرق شده و با سردادن شعا خواستار استعفای مرزبان می شوند . به این ترتیب نام وی بعنوان اولین استاندار مستعفی آذربایجان غربی در تاریخ ثبت می شود .
در دوران استانداری مرزبان سرلشکر احمد زنگنه ( نام قدیم خیابان کاشانی فعلی ) که آن موقع درجه سرهنگی داشت بجای سرهنگ نوتاش به سمت فرمانده تیپ ارومیه منصوب شد تا با کمک سرگرد هدایت الله مافی ( یکی از خیابانهای ارومیه بنام اوست ) اشرار کرد مسلح را سرکوب کند که تا هر چند توفیق چندانی در این کار کسب نکرد اما بخاطر تلاشش نزد مردم محبوبیت یافت .

علی اکبر درخشانی
12- سرلشکر علی اکبر درخشانی ( 1324-1323)به جرأت می توان گفت دوران استانداری درخشانی بحرانی ترین دوره تاریخ استان آذربایجان غربی است . غائله طغیان اشرار کرد ارومیه سبب شد که علی اکبر درخشانی فرزند سرهنگ علی نقی خان کنگرلو ( از خانواده های اصیل ارومیه ) به پیشنهاد سرلشکر رزم آرا رئیس وقت ستاد ارتش بعنوان استاندار استان چهارم ( آذربایجان غربی ) انتخاب شود.
در آن زمان روسای قبایل و عشایر کرد هریک در منطقه ای از ارومیه حکومتی براه انداخته بودند ، عمرخان شریفی رئیس ایل شکاک در صومای برادوست و روستاهای اطراف از جمله قره باغ ، رشیدبیگ جهانگیری در محال ترگور مرگور و دشت ، زروبیگ بهادری در بالانج و مناطق جنوبی ارومیه و طاها هرکی در محال دول ، داش آغل و رشکان اقدام به غارت و باجگیری می کردند .
درخشانی در خاطرات خود می نویسد : وقتی بعنوان استاندار وارد ارومیه شد دکتر مرزبان ( استاندار قبلی ) و همسرش کاملا" آماده رفتن بودند و مثل آنکه از قفسی آزاد شده باشند بدون درنگ با اتومبیل استانداری راه تبریز را در پیش گرفتند .
پس از سرکوب اکراد مسلح و برقراری امنیت نسبی در ارومیه ، غائله پیشه وری پیش آمد و حکومت خودمختار محلی تحت عنوان « فرقه دموکرات آذربایجان » با حمایت های روس ها اعلام موجودیت کرد که در اثر آن استانهای آذربایجان غربی و شرقی ، اردبیل ، زنجان و حتی بخشی از قزوین به اشغال دموکراتها در آمد و بدین ترتیب دوران پرفراز و نشیب استانداری سرلشکر درخشانی که از 25 تیر 1323 آغاز شده بود در 21 آذرماه 1324 به پایان رسید ، اما در بازگشت به تهران بر اثر توطئه عده ای ، به علت خیانت و همکاری با دموکراتها به 15 سال زندان محکوم شد که پس از سه سال به دستور شاه آزاد شد ولی از ارتش اخراج گردید و سالها بعد سرانجام در 7 فروردین 1357 بدلیل فعالیت های سیاسی علیه رژیم توسط ساواک دستگیر شد و همان شب در اثر شکنجه زیاد درگذشت .
* در مدت حکومت دموکراتها ( 1325-1324 ) دکتر سلام الله جاوید از سوی پیشه وری بعنوان استاندار آذربایجان منصوب شده بود و برای ارومیه فرماندارانی همچون پنبه ای ، شاهین و نظام الدوله از تبریز به ارومیه اعزام شدند .
* در زمان دموکراتها اوضاع بقدری آشفته بود که سپهبدی وزیر دادگستری وقت در منزل فرماندار ارومیه توسط آسوری ها لخت شده و کتک خوره بود .
* بعد از برچیده شدن حکومت دموکراتها در سال 1325 ، آذربایجان غربی باردیگر تابع تبریز شده و تا سال 1333 استاندار نداشت و فرماندارانی همچون شبدیز ، شایان و فهیمی در این مدت 8 ساله به ارومیه اعزام می شدند .
13 - علی اکبر ملکی ( 1339-1334 ) دانشکده کشاورزی ارومیه و مرکز بهداشت صحیه این شهر در دوران استانداری ملکی احداث گردید .
14 – شاپور میهن ( 1342-1339 ) سیلوی ارومیه در دوران وی ساخته شد و مراحل ساخت تصفیه خانه آب این شهر نیز به اتمام رسید .
15 – غلامحسین دیلمی ( 1344-1342 ) لوله کشی آب مشروب به مناطق مرکزی و داخلی ارومیه در این دوره انجام شد که چنین طرح عمرانی مهم و بزرگ در شرایط خاص آن زمان و در مدت کمتر از دو سال عملکرد ارزشمندی به شمار می رود .
16 – ابراهیم همایونفر ( 1346- 1344 ) ارومیه در زمان استانداری مهندس همایونفر اندک اندک تلاش می کرد بعنوان یک شهر توریستی و تفریحی شناخته شود و دقیقا" از همان زمان بود که ارومیه به « پاریس ایران » شهرت یافت .
رونق مراکز فساد و خوشگذرانی ، ساخت کارخانه مشروب سازی پاکدیس ، احداث پلاژهای ساحلی گلمانخانه در ساحل دریاچه ارومیه و ساخت موزه ارومیه از دستاوردهای نامیمون همایونفر در این دوران بود .

غلامحسین کیانپور
17 -غلامحسین کیانپور ( 1350-1346 ) در این دوره نیز سعی شد بر اساس اهدافی که از دربار تعیین می شد ارومیه هرچه زودتر ظاهری توریستی بخود بگیرد . افتتاح کاخ جوانان ، فرودگاه ارومیه ، شرکت اتوبوسرانی ارومیه ، خانه جوانان شیرو خورشید ، باغ های کودک و کتابخانه کودکان ( پارک شهرچایی ) از اقدامات کیانپور محسوب می شود .

عبدالعلی دهستانی
18 – عبدالعلی دهستانی ( 1357-1350 ) وی از نزدیکترین افراد یه محمدرضاپهلوی بود و از اعضای مطرح شورای مرکزی حزب رستاخیز ایران به شمار می رفت .
۱۹ - تیمسار کریم ورهرام ( ۲۲/۱۱/۵۷-۴/۷/۵۷ ) وی آخرین استاندار قبل از انقلاب است و تا یک روز مانده به ۲۲ بهمن همچنان در ارومیه بود . در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ، ورهرام که از مدتها قبل فرماندهی لشکر ارومیه را برعهده داشت با توجه به شرایط خاص آن زمان با حفظ سمت بعنوان استاندار نظامی آذربایجان غربی منصوب شد. وی پس از انقلاب مانند دیگر سران رژیم سابق به خارج فرار کرد و زیرنظر شاپور بختیار در فرانسه در قالب شورای سلطنت طلبان ایران فعالیت های بسیاری را برعلیه انقلاب اسلامی انجام داد و سالها بعد در سال ۱۳۷۰ در پاریس درگذشت .
استانداران پس از انقلاب اسلامی
۲۰- اسماعیل اردلان ( ۶/۱۲/۵۷ سرپرست ) پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، اردلان که از نیروهای ملی مذهبی و از دوستان مرحوم بازرگان بود از سوی دولت موقت بعنوان سرپرست استانداری آذربایجان غربی منصوب شد . دوران استانداری او که تنها ۱۵ روز طول کشید ، کوتاهترین دوره استانداری تاریخ استان محسوب می شود .
۲۱- محمد مهدی عباسی ( ۲۱/۱۲/۵۷ ) وی نیز با حکم دولت موقت بمدت ۹۸ روز استاندار بود و پس از رفتن از آذربایجان غربی ،در ۲۸ خرداد ۱۳۵۸ به سمت استاندار تهران منصوب شد.

جمشید حقگو
۲۲- جمشید حقگو (۲۸/۳/۵۸ ) وی که به اشتباه در سایت استانداری دومین استاندار تاریخ آذربایجان غربی خوانده شده ، هم اکنون رئیس اتاق بازرگانی و تجاری ایران و ایتالیا است و درزمینه تجاری و بازرگانی فعالیت می کند .
۲۳- حسین طاهری (۲۹/۴/۵۹ ) آغاز جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس ، در زمان استانداری حسین طاهری صورت گرفت . وی پس از آذربایجان غربی ، در سوم خرداد ۱۳۶۰ بعنوان استاندار آذربایجان شرقی عازم تبریز شد و دو سال بعد در ۱۷ دی ماه ۱۳۶۲ بعنوان استاندار پایتخت معرفی شد .

اصغر ابراهیمی اصل
۲۴- اصغرابراهیمی اصل ( ۲۵/۳/۶۰ ) وی درزمان استانداری اش با تعدادی از نمایندگان وقت استان از جمله حجت الاسلام حسنی ، حجت الاسلام انزابی و حجت الاسلام قره باغی ( نمایندگان ارومیه ) اختلافات زیادی پیدا کرد . راثی و جسیم سعادتی نمایندگان وقت میاندوآب و مهاباد نیز بارها از او نزد مسئولین بالای نظام گلایه و شکایت کرده بودند به همین دلیل مدت استانداری او هم جزو کوتاهترین دوره های استانداری به شمار می رود . ابراهیمی اصل تا همین چندی قبل ( در دولت نهم ) مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران بود که به دلایل نامعلومی برکنار شد .

علیرضا شیخ عطار
۲۵- علیرضا شیخ عطار ( ۲۷/۱۰/۶۰ ) وی یکی از استاندارانی بود که مدت چهار ساله استانداری خود را به پایان رساند هر چند برخی از چهره های سیاسی استان از جمله حجت الاسلام حسنی از شیخ عطار هم ناراضی بودند . در دوران استانداری شیخ عطار ،حجم سنگین حملات هوایی و بمباران دشمن بعثی در ارومیه ، مردم این شهر را مجبور کرده بود تا به روستاها و باغات اطراف پناه ببرند .
وی قبل از آذربایجان غربی ، در شهریور ماه سال ۶۰ سرپرست استانداری استان کردستان بود . بعد از آذربایجان غربی نیز در سمت های مختلف سیاسی در وزارت امور خارجه حضور داشته و دارد و هم اکنون معاون وزارت امور خارجه می باشد .
۲۶- زین العابدین میریوسفی عطائی ( ۱۹/۹/۶۴ ) وي كه اهل شهرستان بناب بود ، پيش از اين استانداري آذربايجان شرقي ( دي ماه 62 ) و پنج ماه بعد استانداري ايلام ( 12 تير 63 ) را دركارنامه خود داشت .
مرحوم عطائي در دوران استانداري اش ( كه همزمان با اوج دوران دفاع مقدس بود ) بارها براي سركشي به رزمندگان عازم مناطق جنگي و مرز ايران وعراق شد . وي با علما و نيروهاي سياسي استان نيز ارتباط و تعامل خوبي داشت به همين دليل توانست تا آخرين روز عمرش استاندار بماند .
رهبرمعظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي كه آن زمان رئيس جمهور كشورمان بود ، در اين مقطع سفري به استان داشت كه اولين سفر يك مقام عاليرتبه نظام به آذربايجان غربي پس از انقلاب محسوب مي شد .رحلت حضرت امام (ره) نيز در دوران استانداري مرحوم عطائي رخ داد .
سرانجام در آغازين روزهاي آبانماه سال 1369 در حاليكه بطور زميني از مأموريت تهران بازمي گشت ، در اثر تصادف در گردنه قوشچي اروميه همراه با راننده اش ( مرحوم حاجي زاده ) درگذشت . رهبر معظم انقلاب در پيام ويژه اي درگذشت اين استاندار را به مردم استان تسليت گفتند .
در سال 1372 خياباني كه درحد فاصل خيابانهاي امام و مدني احداث شده بود ، به پيشنهاد برخي بزرگان شهر بنام مرحوم عطائي نامگذاري گرديد .

قربانعلی سعادت قره باغ
۲۷ -قربانعلي سعادت قره باغ (6/8/69 ) سعادت اهل روستاي قره باغ اروميه بود كه قبل ازاستانداري ، درزمان مرحوم عطائي ،معاون سياسي امنيتي استاندار بود. وي پس از فوت عطائي با حكم بشارتي وزير وقت كشور بعنوان سرپرست استانداري منصوب شد و در 26 اسفند همان سال با حكم قطعي ، استاندار آذربايجان غربي گرديد . وي با 7 سال استانداري ، طولاني ترين دوره استانداري اين استان را به خود اختصاص داده است .
قربانعلي سعادت در ابتدا برادر زن شهيدبزرگوار مهدي باكري ( يوسف مدرس ) را به معاونت سياسي امنيتي خود برگزيد كه بعدها شايعاتي درخصوص او برسر زبانها افتاد و از اين سمت كنار گذاشته شد .
وي برخي دوستان ديگر خود را نيز به سمت هاي مختلف منصوب كرد ، از جمله محمد اشتري ( معاون سياسي ) مهندس فائزي ( معاون عمراني استاندار ) ، اسدالله لطف عطا ( فرماندار اروميه ) ، صادق محسن پور آذري ( فرماندار سردشت ) ، فروزان (شهردار اروميه)
وي بعد از دوم خرداد 76 ، در 23 بهمن همان سال بعنوان اولين استاندار قم عازم اين شهر شد و با شروع دوره دوم رياست جمهوري خاتمي نيز در تاريخ 28 مهر 1381 به سمت استاندار لرستان منصوب گرديد .
با پايان يافتن دوره تسلط اصلاح طلبان برقوه مجريه و پيروزي دكتر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري 84 ، سعادت مديرعامل شركت ايجاد محيط ( يكي از شركت هاي وابسته به بنياد مسكن ) شد و به هم اكنون نيز به همراه علي عبدالعلي زاده ( وزير اسبق مسكن ) در زمينه انبوه ساري مسكن فعاليت مي كند .
گفتني است سعادت با 15 سال استانداري در استانهاي مختلف كشور بيشترين سابقه استانداري را دربين استانداران كشور دارا مي باشد .
وي توانسته بود در طول دوران حضورش در استانداري ، ارتباط و تعامل خوبي با علما و نيروهاي سياسي استان علي الخصوص نمايندگان مجلس ( عبدالعلي زاده ، كاميار و جعفري نمايندگان وقت اروميه ) وحجت الاسلام حسني نماينده ولي فقيه در استان برقرار كند بطوريكه در تدارك ماشين آلات كشاورزي براي امام جمعه اروميه مساعدت هاي زيادي بعمل آورد .
سفر تاريخي و بيادماندني رهبرمعظم انقلاب ( سال 1374 ) و آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت كشورمان به استان ( سال1373 ) در دوران استانداري قربانعلي سعادت انجام گرفت .

علی محمد غریبانی
۲۸ - علي محمد غريباني ( 21/7/76 ) اين مرد اردبيلي كه اولين استاندار دوران اصلاحات به شمار مي رفت دركمتر از دو سال ، دوران پرفراز و نشيبي را در آذربايجان غربي سپري كرد و با بسياري از افراد اختلاف پيدا كند . اوج اين اختلافات زماني بروز پيدا كرد كه در قضيه دستگيري عبدالله اوجالان ( آپو ) رهبر پ .ك.ك توسط دولت تركيه ، غريباني با تجمع اعتراض آميز كردهاي اروميه در مقابل كنسولگري تركيه موافقت كرده و مجوز صادر نموده بود كه با اعتراض شديد مردم و امام جمعه اروميه مواجه شد بطوريكه حجت الاسلام حسني هشدار داد در صورت برگزاري هرگونه تجمع ، شخصا" كفن خواهد پوشيد و در مقابل اغتشاش گران خواهد ايستاد . وي همچنين در خطبه هاي نمازجمعه اعلام كرد كه اين استاندار به درد ما نمي خورد و هر چه سريعتر بايد تغيير كند . يكبار هم درگيري ميان نماينده ولي فقيه در استان و استاندار، در آخرين روزهاي استانداري غريباني زمانيكه مراسم بدرقه زائرين حرم امام خميني (ره) بمناسبت سالگرد ارتحال آن حضرت در ترمينال شهرستان برگزار مي شد ، رقم خورد و حسني طي سخناني بشدت از غريباني انتقاد كرد كه باعث شد استاندار مراسم را ترك كند .
بعد از آن ديگر حضور غريباني در استان به مصلحت نبود و پس از 20ماه با استانداري وداع كرد .
برگزاري اولين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا ( بهمن 77) از مهمترين اتفاقات دوران استانداري علي محمد غريباني به شمار مي رود.
بسياري معتقد بودند از آنجا كه وي صاحب امتياز و مديرمسئول هفته نامه مبين اردبيل بود ، روحيه ژورناليستي و جنجالي اش باعث شد نتواند تصميمات درستي بگيرد و عده اي نيز براين باور هستند كه غريباني تحت تأثير فضاي سالهاي اول اصلاحات بوده و به يكباره مي خواست اقدامات غيرمعمول انجام دهد .
همان سال ( 1378 ) وي توانست در انتخابات مجلس ششم بعنوان نماينده مردم اردبيل وارد مجلس شود .
آخرين خبرها حاكي از آنست كه وي هم اكنون رئيس بنياد باران استان اردبيل بوده و در انتخابات دهم رياست جمهوري نيز پس از استعفاي رئيس قبلي ، بعنوان رئيس ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در آن استان فعاليت مي نمود .

سید محمود میرلوحی
۲۹ - سيد محمود ميرلوحي ( 5/4/78 ) ميرلوحي پاسدار سابق سپاه شهرستان خمين كه گفته مي شد از بستگان شهيد نواب صفوي بود پله های ترقی را خیلی زود پیمود ،از آنجاكه درجريان انتخابات رياست جمهوري 76 مسئول انتظامات ساختمان « به آفرين » ( ستاد مركزي انتخاباتي خاتمي ) بود كه به جهت ارتباط نزديكش با عبدالله نوري و مرتضي حاجي ، ابتدا در آبان ماه 76 بعنوان استاندار سمنان انتخاب شد و 19 ماه بعد بعنوان استاندار آذربايجان غربي منصوب شد كه در آن مقطع حساسيت هاي زيادي را برانگيخت ، نبود سوابق مديريتي و اجرايي مناسب از مهمترين ايراداتي بود كه از سوي برخي از سياسيون استان مطرح گرديد .
وي براي اولين بار يك روحاني ( حجت الاسلام فقيه ) را به معاونت سياسي امنيتي استاندار و يك زن ( دكتر فريبا بشيري ) را بعنوان مشاور استاندار برگزيد .
سفر سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور وقت به استان ( شهريور 79 ) ، قضيه صيد غيرقانوني آرتمياي درياچه اروميه ، نا آرامي هاي پيرانشهر و آتش سوزي دفتر سرپرستي روزنامه صبح امروز در اروميه از شاخص ترين اتفاقات دوران استانداري ميرلوحي است .
گفته مي شد برادر وي در سالهاي 79 و 80 در اشنويه اقدام به پيش خريد عمده گيلاس كرده و در قضيه صيد آرتميا نيز دخالت داشت .
وي با شروع چهارسال دوم رياست جمهوري خاتمي ، از طرف موسوي لاري به سمت معاون امور حقوقي و پارلماني وزارت كشور برگزيده شد و تا پايان دوره اصلاحات در اين سمت باقي ماند.

جمشید انصاری
۳۰- جمشيد انصاري ( 23/10/80 ) وي كه اصالتا" زنجاني بود ، پيش از استانداري ، در زمان دكتر برادران شركا ، معاون سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بود و به همين دليل در طول دوران استانداري اش بيشتر به جنبه هاي كارشناسي كارها اهميت مي داد .
انصاري نيز از جمله استانداراني بود كه يك دوره چهار ساله را به پايان برد و در اين چهار سال با كمتر كسي اختلاف پيدا كرد ، حتي با نمايندگان اصولگراي استان . اما آنچه بعنوان نقطه ضعف در عملكرد او محسوب مي شود عدم پيگيري مسائل مربوط به پل ميانگذر درياچه اروميه بود كه در سفر اول خاتمي به آن تأكيد شده بود اما در عمل هيچ اقدام مثبتي مشاهده نشد .
در دوران وي براي نخستين بار يك مديركل زن ( نرمين غني زاده ) در دفتر اموراجتماعي و انتخابات استانداري منصوب شد .
سفر دوم خاتمي به استان نيز ( شهريور ماه 83 ) در اين دوره انجام شد .
جمشيد انصاري هم اكنون نماينده مردم زنجان و طارم و عضو فراكسيون اقليت مجلس هشتم است كه در انتخابات اخير رياست جمهوري نيز همانند ديگر همفكرانش از موسوي حمايت مي كرد .

رحیم قربانی
۳۱ - رحيم قرباني قلجلو ( 18/7/84 ) رحيم قرباني فرزند عباس متولد اول تير 1334 ، اهل روستاي قلجلوي محال نازلو اروميه ، تحصيلكرده رشته عمران در حالي به استانداري آذربايجان غربي منصوب شد كه در موقع انتصابش به اين سمت 29 سال خدمت كرده بود و در آستانه بازنشستگي قرار داشت .
وي پيش از آن معاون برنامه ريزي و مشاور عالي شهرداروقت تهران ( احمدي نژاد ) بود و گفته مي شد روابط نزديك و صميمانه اي بين او و رئيس جمهور برقرار است چراكه آشنايي و همكاري آنها به استانداري اردبيل بازمي گشت زمانيكه قرباني در آنجا هم معاون برنامه ريزي استاندار بود .
حضور يك استاندار بومي بعد از 8 سال ، نويد اتفاقات خوش يمن و مباركي را مي داد ضمن آنكه اصولگرايان در بخشهاي مختلف مديريتي و تصميم گيري استان ( هم نمايندگان مجلس و هم اعضاي شوراهاي شهر ) اكثريت قاطع را داشتند و مي توانستند با همدلي ، فرصت هاي ازدست رفته براي استان را جبران كنند اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه تشتت و شكاف ميان نيروهاي سياسي اصولگرا در استان روزبه روز بيشتر و عميق تر شد و با اینکه قربانی یکبار در جلسه کمیته ارکان ساخت استان ( در هتل ساحل ارومیه ) بر این نکته تأکید کرد که الان وقت اختلاف و درگیری نیست و همه باید دست بدست هم دهیم و برای توسعه استان تلاش کنیم اما در عمل چنین نشد و وی با افراد متعددی اختلاف پیدا کرد . انتصاب افراد بودار و بعضا" غیر متخصص در سمت های مختلف ، استفاده از بستگان و نزدیکان در پست های مدیریتی استان و درگیری و اختلاف با نیروهای سیاسی ( از نوع اصولگرا ) بخصوص نمایندگان مجلس ، از جمله مواردی بود که در دوران استانداری قربانی صدای خیلی ها را درآورد .
وی با اینکه نیروی بومی استان بود اما شناخت کافی از فضای سیاسی استان نداشت و به همین دلیل بارها مجبور شد تغییر رویه دهد ، بعنوان مثال وی ابتدا از حجت الاسلام قریشی نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان، برای شرکت در جلسات و نشست های مختلف دعوت می کرد اما پس از آنکه متوجه شد میان او و حجت الاسلام حسنی نماینده ولی فقیه در استان اختلافاتی وجود دارد ، به حضور قریشی در جلسات استانداری پایان داد و به سوی امام جمعه ارومیه سوق پیدا کرد .
میدان دادن به افرادی همچون بیژن ذبیحی ( مدیرکل سابق دفتر استاندار ) و صادق دین پرست ( پسرخاله مادری و مشاور غیر رسمی استاندار ) از دیگر مواردی بود که بیش از همه بعنوان نقطه ضعف در کارنامه چهار ساله قربانی دیده می شود ، چرا که برخی اقدامات ، تصمیمات و دخالت های غیر مسئولانه این دو نفر بارها سبب شد تا خدمات دولت در چند سال اخیر به حاشیه رفته و شعار شایسته سالاری و استفاده از نیروهای توانمند به یک جوک خنده دار در آذربایجان غربی تبدیل شود .
با اینکه بسیاری بر عدم انتقادپذیری و عدم مشورت پذیری رحیم قربانی تأکید دارند اما وجود مشاوران متعدد با عناوین مختلف ، حاکی از آن بود که وی تلاش می کرد خود را مدیری اهل مشورت و معتقد به کار تیمی نشان دهد . تشکیل و راه اندازی گروه مشاوران جوان استاندار به ریاست ذبیحی و عضوگیری بیش از ۳۰۰ جوان دانشجو و حتی دانش آموز ، آن هم در آخرین سال کاری دولت نهم نیز ادعای فرمایشی بودن مشاوران قربانی را اثبات می کند .
اما جدای از برخی انتقاداتی که بر عملکرد دکترقربانی وارد است ، تلاش و پیگیری های مداوم وی در قضیه پل میانگذر دریاچه ارومیه تحسین برانگیز بود به حدی که بخاطر کارشکنی های وزارت راه و ترابری ، با رحمتی وزیر سابق این وزارتخانه درگیر شد و کار را تا آنجا پیش برد که رحمتی از وزارت کنار گذاشته شد و درنهایت با تلاشهای وی و مساعدت های ویژه رئیس جمهور محترم ، یک باند این پل برای عبور مسافران آماده شد و در آذر ماه سال گذشته (۱۳۸۷ ) افتتاح شد .
آذربایجان غربی در این دوره در حوزه ساخت سیلو ، ایجاد شهرک های متعدد صنعتی ، رسمی کردن مرز حاج عمران پیرانشهر و ارائه تسهیلات به بنگاههای زودبازده اقتصادی نیز عملکرد قابل قبولی داشت هرچند برخی معتقدند تسهیلات بنگاههای زودبازده و ایجاد شهرکهای صنعتی نتوانسته است جلو تعطیلی و ورشکستگی واحدهای بزرگ و متوسط تولیدی و صنعتی استان را بگیرد .
در دوره چهار ساله استانداری قربانی ، یک اتفاق نادر دیگر نیز افتاد و آن چهار بار سفر رئیس جمهور به استان بود که در دیگر استانهای کشور بی نظیر است ، دو بار سفر استانی ( ۸۵ و ۸۷ ) یکبار برای افتتاح پل میانگذر (۸۷ ) و یکبار هم سفر تبلیغات انتخاباتی ( خرداد ۸۸ ) !
از دیگر ابتکارات قربانی که به پیشنهاد ذبیحی انجام گرفت و در بین استانهای کشور بی سابقه بود ، ایجاد یک ستاد خبری من درآورده مستقل بود که با هدف ساماندهی انتشار اخبار مربوط به استانداری در سایت استانداری و رسانه ها تشکیل شد که درواقع بخشی از وظایف روابط عمومی است .
قربانی در پایان دوره اش با اینکه با همراهی طیبه صفایی همسرش (نماینده مردم تهران )تلاشهای بسیاری برای گرفتن یک پست مناسب در پایتخت انجام داد وحتی نامش بعنوان وزیر راه ، کار و علوم هم مطرح شد اما در این زمینه موفق نبود ( حداقل تاکنون ) و گفته می شود قصد دارد بازنشسته شود .

وحید جلال زاده
۳۲ - وحید جلال زاده ( ۴/۸/۸۸ ) هم اکنون کارنامه ۲۹ استاندار تاریخ استان آذربایجان غربی پیش روی جلال زاده است ، وی استاندار دولتی است که عدالت محوری و مهرورزی شعار اصلی آن است و مردم را ولی نعمت خود می داند ، دولتی که مدعی است تمام تلاش خود را بکار خواهد بست تا فضای کشورمان باردیگر به آرمانهای اصیل و ناب اوایل انقلاب بازگردد و روحیه ایثار ، فداکاری و مهمتر از همه اخلاص در عمل دولتمردانمان بر فضای تاجر مسلکی و سود طلبی و دلال منشی مدیران ، مسلط گردد .
سابقه فردی و خانوداگی جلال زاده ما را امیدوار کرده که استان در آینده نزدیک شاهد تقریب و تحبیب بین نیروهای دلسوز و وفادار نظام و انقلاب ( اعم از نمایندگان مجلس ، نمایندگان خبرگان ، علماو روحانیان )، مدیریت افراد با صلاحیت و غیر مغرض ، رشد و توسعه و بالندگی در عرصه های مختلف ،افزایش امکانات و استفاده از تجربه و تخصص نیروهای سالم گذشته ، با شیم .
* گفتنی است دو تن از استانداران دوبار استاندار شده اند به همین جهت وحید جلال زاده سی امین استاندار تاریخ آذربایجان غربی محسوب می شود .
یا علی
به گمان ما انتشار اینگونه مطالب طرفداری و حمایت از یک شخص نیست بلکه حمایت از ادب ، اخلاق ، و قانون مداری و اعلام مخالفت و انزجار از خشونت و زورگویی ، وحشی گری و لمپنیسم دولتی است .
همانطور که « ذوالفقار » در طول سالهای اخیر همواره در مقابل ظلم ها و آسیب هایی که به همکاران رسانه ای وارد شده ، موضع گیری کرده است ، اینک اهالی فضل و معرفت و قلم نیز او را در این واقعه تلخ تنها نگذاشتند و پا به پای او برای ریشه کنی اینگونه رفتارهای زشت و خوی های حیوانی تلاش می کنند .
برای همه اصحاب فکر و اندیشه که در راه عدالت خواهی و ظلم ستیزی مجاهدت می کنند آرزوی توفیق داریم . یاعلی
ضرب و شتم خبرنگاران ادامه دارد: این بار به جرم گرفتن عکس از پارچه نوشته های تبریک! : ( عصر ایران )
شیوع خبرنگارزنی ، خطرناک تر از آنفولانزای خوکی : ( آینا نیوز )
۱- علیرغم همه بی حرمتی ها و بی ادبی های صورت گرفته از سوی افراد اصولگرانما ، ذوالفقار و مدیر آن هیچگاه از مواضع و اصولی که بخاطر آن انواع تهمت ها ، هتک حرمت ها و بداخلاقی ها و مشکلات متعدد را تحمل کرده ، عقب نشینی نخواهد کرد و محکم تر از گذشته برای دفاع از اسلام اصیل و ارزشهای متعالی انقلاب اسلامی در قالب اصولگرایی ناب علوی آماده و پادر رکاب خواهد ماند و همچنانکه در این مدت یکسال و چند روز غیر از خدای متعال و انبیای الهی نه به احدی اتکا و توکل و توسل نکرده و نه از احدی ترس و واهمه داشته است ، در این مورد نیز به تهدید و ارعاب هیچ کس ارزشی قائل نبوده و خدا را وکیل و حامی همه ستمدیدگان باشرف عالم می داند !
۲- « ذوالفقار » اصولگرایی را متعلق به همه کسانی می داند که قلبشان برای امام و انقلاب و رهبری می تپد و جست و خیزهای بیهوده عده ای قدرت طلب و ماجراجو را به هیچ وجه به حساب اصولگرایی نمی گذارد !
۳ - اقدام زشت و غیراخلاقی چند نگهبان و دربان و مسئولین شان هیچ ارتباطی به جلال زاده استاندار جدیدمان نداشته و یقین داریم در صورت اطلاع ، ایشان هم اینگونه رفتارهای زننده را از سوی هر کس که باشد نخواهند پسندید !
۴- همچنین باید تأکید نمود که رفتار یک یا دو مأمور نیروی انتظامی نباید به رویه و کردار سایر خدمتگزاران این نیرو تعمیم داده شود اما در صورتی که با متخلفان برخورد لازم صورت نگیرد چه بسا ممکن است نام و اعتبار و خدمات صادقانه هزاران مأمور با اخلاق و وظیفه شناس نیز زیر سوال برود . یاعلی
سوابق ارزشمند اجرایی و مدیریتی ، ارتباط نزدیک و صمیمی با ریاست محترم جمهور و اعضای کابینه ، تقید و پایبندی به اصول و ارزشهای دینی و اسلامی ، اصالت و نجابت خانوادگی و مهمتر ازهمه جوانی و روحیه نشاط و تلاش همگی از مشخصه هایی است که در چند روز گذشته درمورد استاندار جدیدمان از سوی برخی نزدیکان و دوستانش مطرح شده و انتظارات و توقعات را از او بالا برده است .
برهمین اساس « ذوالفقار » نیز در صدد بود تا گزارشی از ورود استاندار جدید و استقبال اقشارمختلف مردم از او تهیه کند ، به همین منظور ظهر روز گذشته هنگامی که خبرنگار ذوالفقار قصد داشت گزارش خود را با گرفتن عکس هایی از پلاکاردهای متعدد نصب شده در مقابل استانداری ، تکمیل کند که با عکس العمل بسیار زشت و ناشایست مأموران نگهبانی این اداره مواجه شدو پس از مشاجره لفظی ، بشدت از سوی دو تن از نگهبانان ، مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفت و به بهانه مسائل امنیتی و حفاظتی (!) با ضربات مشت و سیلی از کار او ممانعت بعمل آمد .
این اقدام غیر قانونی و خارج از اصول در حالی صورت گرفت که هیچ تابلوی هشداردهنده ای مبنی بر ممنوعیت عکسبرداری در محل موردنظر دیده نمی شود ضمن آنکه خبرنگار مذکور تنها از پارچه نوشته های تبریک عکس گرفته و هیچ تصویری از اماکن حساس و یا حتی ساختمان و دیوارهای استانداری تهیه نشده است . اما اگر فرض براین باشد که ادعای حراست محترم (!) استانداری مبنی بر ممنوعیت تصویربرداری از ساختمانهای استانداری ، فرمانداری و ادارات تابعه درست باشد ، می بایست نسبت به عدم اجرای دقیق این قانون از سوی حراست استانداری حساسیت نشان داده و آنرا نوعی کم کاری به شمار آورد چراکه قانون مذکور به هیچ وجه در ساختمانهای شماره ۲ و ۳ استانداری و ادارات تابعه از جمله اتباع خارجی ، فرهنگسرای جوان و سازمان جوانان اجرا نمی شود و گویا آقایان ساختمانهای دیگر را متعلق به استانداری نمی دانند و این نشان می دهد که قانون مورد تأکید ایشان ( که بخاطر آن حتی حاضرند قسم دروغ هم بخورند و شهروندان شریف را متهم کنند ) بصورت سلیقه ای اجرا شده و آمرین این اقدام و ضاربین خبرنگار ذوالفقار بدنبال بهانه ای بودند تا از اقدامات عدالت طلبانه و ظلم ستیز اخیر این رسانه اصولگرا ، با توسل به قواعد لمپنی انتقام بگیرند !
پس از اعلام شکایت خبرنگار مذکور از نگهبان خاطی ، حراست استانداری بجای آنکه درصدد دلجویی و عذرخواهی برآید ، در مقابل اقدام زشت و غیراخلاقی زیرمجموعه اش ( بدون آنکه از جزئیات واقعه مطلع باشد ) طی نامه ای محرمانه ، خبرنگار ذوالفقار را به ایجاد هیاهو ، آشوب طلبی (!) و برهم زدن نظم عمومی (!) متهم نموده و خواستار برخورد قانونی با وی گردید !
پزشکی قانونی آذربایجان غربی جراحات وارده به خبرنگار مارا تأیید کرده و بدلیل آسیب های وارده به گوش میانی جهت انجام معاینات تخصصی ، به پزشک متخصص معرفی نموده است . در همین ارتباط یکی از دوستان ما در پزشکی قانونی صبح امروز (چهارشنبه ۶/۸/۸۸ )از حضور یکی از کارمندان حراست استانداری در این اداره جهت انجام مأموریتی نامعلوم خبر داد !!
جالب تر اینکه عصرهمان روز( سه شنبه )حراست استانداری در یک اقدام شتابزده و ناشیانه دستورداد کلیه پلاکاردهای تبریک نصب شده در مقابل استانداری را شبانه جمع آوری نمایند .
گفتنی است پس از تبرئه خبرنگار ذوالفقار در دادگاه از اتهامات واهی و غیراصولی وارده ، این شکایت از طریق ......... استان در حال پیگیری می باشد !
و باز همان دعای همیشگی : « خدایا ! دین فروشان را آنقدر دنیا بده تا دست از سر دین بردارند ...!! » یا علی

به گزارش بازتاب آنلاین ، بنا به پيشنهاد وزیر کشور و تصويب هيات وزيران "وحيد جلالزاده" به عنوان استاندار آذربايجان غربي تعيين شد.
وحيد جلالزاده پيش از اين مدير کل بينالملل نهاد رياستجمهوري بود که برادرش امیر در دو سال اخیر مشاور امنیتی قربانی بوده است .
جدای از اینکه این رسانه ها با چه هدفی وارد این میدان پر از مکر و دسیسه شده اند یا توسط چه کسانی اداره می شوند و مهمتر از همه اینکه تا چند وقت دیگر می توانند این رویه را ادامه دهند ،باید گفت : « ذوالفقار برای همه کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند از هر طیف و گروه و حزب و دسته ای که باشند ارزش و احترام قائل است » و این را بارها ثابت کرده است بطوریکه حتی در قبال فیلتر شدن وبلاگ سعید پورحیدر ، (هر چند که هیچگاه با اهداف و رویه و محتوای فریاد خرداد موافق نبوده و نیستم ) موضع گیری نموده و نه تنها از وی بلکه از همه نویسندگان و اهالی قلم حمایت کرده ام در واقع تا قبل از اینکه نویسنده این وبلاگ خود را مقید به رعایت برخی خطوط قرمز می دانست و در چهارچوب اهداف و آرمانهای این نظام الهی حرکت می کرد بر خود وظیفه می دیدم او را نیز عضوی از مجموعه بزرگ زحمتکشان اطلاع رسانی آذربایجان غربی بدانم و کمکش کنم ، اما سعید پورحیدر و دیگر دوستان ما باید این موضوع را درک کنند کسی مثل من که خانواده و خویشانش ۵ شهید برای حفاظت از اسلام و نظام تقدیم کرده است هیچ گاه نمی تواند مطلبی بنویسد که روح شهدا بلرزد یا از نویسنده ای حمایت کند که آبروی کشور و انقلاب برایش اولویت دهم به بعد را دارد !
الغرض ! همانطور که آن موقع عده ای معلوم الحال و معیوب المال ، با عجله و آب و تاب حقیر را به طرفداری از مخالفین انقلاب و ارتباط با زرسالاران متهم کردند اکنون نیز همانها اداره وبلاگ های فوق الاشاره را به اینجانب نسبت می دهند و با استدلالهای شکسته بسته خودشان نتایج دلخواهشان را می گیرند .
بر همین اساس ضمن احترام به نویسندگان وبلاگ های سیمرغ انقلاب و ترازو و اعلام حمایت از اتخاذ شیوه نقادانه و درعین حال دلسوزانه این دو رسانه عزیز ، اینجانب احمد نقی زاده نویسنده بی مقدار وبلاگ « ذوالفقار » هر گونه ارتباط با وبلاگ های مذکور را بشدت تکذیب نموده و به اطلاع می رساند کلیه مطالب ، دیدگاهها و نظرات حقیر صرفا" و فقط در ذوالفقار منتشر می گردد هر چند باید یادآور شد که مطالبی به مراتب تندتر و انتقادی تر از مطالب این دو وبلاگ ، قبلا" علیه مدیران بی کفایت ، تاجرپیشه و دلال مسلک استان در « ذوالفقار » منتشر شده و نیازی به اجاره و یا راه اندازی وبلاگ جدید نیست !
امیدوارم روزی بتوانیم همراه با جمعی از نویسندگان و اهل قلم شهرمان ، حرکتی جهادی علیه همه ظلم ها و انحصارطلبی ها در این استان آغار کنیم . یا علی
پیش از این نیز استاندار آذربایجان غربی در مراسم معارفه محمد نجار وزیر جدید کشور غایب بود و موقعی که استانداران سراسر کشور در این مراسم حاضر بودند ، دکتر قربانی در مراسم مسجد خیرالنساء شهرک پرواز ارومیه طبق معمول به بیان خدمات ارزنده و کارنامه درخشان خود در چهار سال اخیر می پرداخت .
اما بر اساس گزارش های رسیده این بار استاندار پر تلاش آذربایجان غربی کاری مهمتر از شرکت در مسجد خیرالنساء داشت که از حضور در سمینار استانداران کشور نیز امتناع کرده است و به گفته یکی از کارکنان دفتر استاندار ، دکتر قربانی بدلیل مسافرت به استانبول ترکیه نتوانسته اند در آن سمینار حضور یابند .
اما نکته اینجاست ، استانداری که ظرف یکی دو ماه گذشته در هیچ جلسه و مراسم و بازدیدی شرکت نمی کند و به گفته یکی از نمایندگان مجلس هفته ای دو سه روز در استان حضور ندارد و بسیاری از امور را به معاون سیاسی خود سپرده است ، چه کار مهم یا مأموریت اداری می تواند در استانبول ترکیه داشته باشد که از شرکت در سمیناری که وظیفه او محسوب می شود واجب تر است ؟!
بر اساس گزارش های رسیده رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی با همراهی علی اکبر آقایی نماینده سلماس در اجلاس مقامات، مسوولان و مديران بلندپايه اقتصاد جهان از جمله وزراي اقتصاد و دارايي و روساي بانكهاي مركزي ۱۸۶كشور جهان از جمله ایران؛ براي شركت در اجلاس سالانه بانك جهاني و صندوق بينالمللي به استانبول تركيه گرد هم آمده اند شرکت کرده است .
اینکه قربانی یکی از مسئولین بلندپایه اقتصادی کشور نیست بر همگان روشن است اما اینکه با چه عنوانی و چه هدفی در این اجلاس شرکت کرده است بر هیچ کس روشن نیست .
اما جالب اینجاست که روابط عمومی استانداری آذربایجان غربی دراقدامی ناشیانه در ابتدا خبر غیبت قربانی در سمینار استانداران را تکذیب کرد اما پس از آنکه جای تردیدی باقی نماند در پاسخ به سوال یکی از همکاران رسانه ای علت غیبت وی را شرکت در یک مأموریت اداری در یکی از کشورهای همسایه ذکر کرد و از بردن نام "ترکیه" امتناع نمود !
کاری به شایعات مطرح شده اخیر در مورد اختلافات میان قربانی و احمدی نژاد نداریم چراکه این مورد نیز مانند سایر شایعات مطرح شده درباره این دو نفر مثل ازدواج دختر قربانی با پسر احمدی نژاد ممکن است کذب باشد اما آنچه مسلم است و در این مدت نیز به اثبات رسید دوستی و نزدیکی این دو نفر اگر به هر دردی هم بخورد به درد این استان نگون بخت نمی خورد !! خدا کند استاندار بعدی هیچ رفاقتی با رئیس جمهور نداشته باشد که به قول دوستی که می گفت : نکند کسی بجای قربانی بیاید که همگی بگوییم « رحیمه قوربان ...!! »
بازتاب آنلاین مطلبی تحت عنوان ( رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی غایب اصلی گردهمايي استانداران سراسر کشور )منتشر کرده است .
گفتنی است چندی پیش اخباری در برخی رسانه های استان منتشر شد که طی آن سلیمان جعفرزاده نماینده ماکو و چالدران مدعی شده بود که با درخواست وی ، قربانی موافقت کرده است تا یکسال دیگر در استان حضور داشته باشد .
جهانگیرزاده : تغییر استاندار نباید به تأخیر بیفتد .
جهانگیرزاده در گفتگو با ذوالفقار در خصوص ادعای نماینده ماکو گفت : من فکر می کنم آقای جعفرزاده نظر شخصی شان را اعلام کرده اند و پیشنهادی که به استاندار محترم کرده اند از طرف سایر نمایندگان استان نبوده و تنها نظر خود ایشان بوده است .

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا چنین پیشنهادی در مجمع نمایندگان استان مطرح شده یا خیر ، اظهار داشت : اتفاقا" در آخرین جلسه مجمع ، اغلب نمایندگان محترم نظرشان این بود که وضعیت استاندار هر چه سریعتر مشخص شود و با توجه به اینکه خود آقای قربانی هم حضور چندانی در استان ندارند بهتر است در مورد جایگزین ایشان هر چه زودتر تصمیم گیری شود .
جهانگیرزاده با اشاره به اینکه آذربایجان غربی هم اکنون با مشکلات عدیده ای روبرو است افزود : الان پروژه ها و طرح ها در استان متوقف شده و بی نظمی و نابسامانی خاصی در استان وجود دارد که با این وضع نباید انتخاب استاندار جدید را به تأخیر بیندازیم .
نماینده مردم ارومبه در خصوص احتمال استاندارشدن خودش نیز اظهار داشت : من بارها اعلام کردم که شأن و جایگاه نمایندگی مردم را بسیار بالاتر از هر پست و سمت اجرایی می دانم ، بسیاری حاضرند دست به هرکاری بزنند تا نماینده این مردم بشوند اما این مردم فهیم به آنها روی خوش نشان نمی دهد بنابراین تا زمانیکه مردم شریف ارومیه به بنده اعتماد کرده اند در سنگر نمایندگی به خدمت ادامه خواهم داد و در جمع نمایندگان محترم هم بصورت رسمی عدم تمایل خود را برای تصدی استانداری اعلام کردم .
سیدسلمان ذاکر : من همچنان به استانداری فتاح امیدوارم .
سید سلمان ذاکر نیز در گفتگو با ذوالفقار ضمن تکذیب پیشنهاد تمدید یکساله حضور استاندار فعلی در استان اظهار داشت : این پیشنهاد بصورت شخصی توسط همکارمان آقای جعفرزاده مطرح شده و از آنجا که ایشان رئیس مجمع هم هستند ممکن است این شائبه ایجاد شود که این پیشنهاد از سوی مجمع مطرح شده در حالیکه نمایندگان استان غالبا" با این پیشنهاد مخالف هستند و بر تغییر هر چه سریعتر استاندار تأکید دارند .

وی افزود : خود دکتر قربانی هم بخاطر مشکلات خانوادگی و عدم حضور همسر و فرزندانشان تمایلی به ماندن در استان ندارند .
ذاکر در خصوص احتمال انتخاب استاندار از میان نمایندگان مجلس گفت : در حال حاضر آقایان جهانگیرزاده و محبی نیا از اظهار تمایل و پذیرش این مسئولیت رسما" انصراف داده اند ولی آقای جعفرزاده همچنان در این مورد مشغول فعالیت هستند .
نماینده مردم ارومیه با اشاره به انتشار مطالبی در برخی رسانه های استان در خصوص حمایت وی از استانداری افراد خاص گفت : بنده از ابتدا هم که این مباحث مطرح شد از آقای مهندس فتاح حمایت کردم و ایشان را مناسب ترین فرد برای تصدی استانداری آذربایجان غربی می دانم و اگر اسمی از کسی آورده ام به هیچ وجه دلیل بر حمایت و هواداری نیست ، اما طبیعی است که در این مدت اسامی مختلفی را جریانها و نیروهای مختلف سیاسی مطرح کرده اند که هر کدام در جای خود قابل احترام و شاید قابل دفاع باشند .
ذاکر در خصوص شایعات مطرح شده علیه وی در جلسه اخیر نمایندگان استان با امام جمعه ارومیه اظهار داشت : در آن جلسه همکاران محترم نماینده هر یک گزینه هایی را که تا کنون در محافل و مجالس شنیده بودند را نام بردند ، اسامی زیادی گفته شد که بنده هم به جند اسم اشاره کردم اما بر این نکته یکبار دیگر تأکید کردم که در حال حاضر و در میان همه گزینه ها مهندس فتاح را از هر جهت برای استاندارشدن ذیصلاح و شایسته می دانم و امیدوارم اگر عزم جدی نمایندگان محترم استان و نیروهای سیاسی و مردم بکار گرفته شود می توان ایشان و مسئولین امر را به این تصمیم راضی کرد .
وی از رسانه های استان خواست در انتشار مطالب خصوصا" در این شرایط خاص ، دقت بیشتری به خرج دهند و بدون تحقیق از منابع مورد وثوق ، شایعه پراکنی نکنند .
گفتنی است چندی پیش برخی رسانه های استانی اخباری مبنی بر حمایت سید سلمان ذاکر از جبار باقری مدیرکل فعلی زندانهای استان برای استانداری آینده استان منتشر کرده بودند .
به گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، كتابی تحت عنوان "بوی باران، بوی باروت" که به شرح زندگی و فرماندهی سردار شهید حمید باكری در عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر میپردازد ؛ در قالب ۲۶ خاطره از دوستان و همرزمان این شهید بزرگوار تهیه، تدوین و روانه بازار کتاب شده است.

برای تهیه و تدوین این اثر علاوه بر استفاده از كتابهای مختلف، مصاحبههایی نیز با برخی دوستان و همرزمان برادران باکری از جمله : علی فضلی، محمدباقر طریقت، صمد ملاعباسیان، مهدی بخشی و محمد كاشف انجام شده و علاوه بر آن از گزارشهای شهید سپهبد علی صیاد شیرازی نیز استفاده شده است.
"بوی باران، بوی باروت" در قطع رقعی و ۱۱۷ صفحه و با شمارگان۲۰۰۰نسخه و بهای ۸۰۰۰ ریال توسط نشر عابد و با همكاری حوزه هنری و بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی منتشر شده است.
در سال ۱۳۳۵ ظاهرا بهعنوان تحصیل به خارج از كشور سفر میكند، ابتداء به تركیه و از تركیه جهت گذراندن دوره چریكی عازم سوریه میشود و بعد به آلمان رفته و در دانشگاه اسمنویسی كرده و فقط یك هفته در كلاس درس حاضر میشود و با هجرت امام به پاریس عازم پاریس میشود و از آنجا هم جهت آوردن اسلحه به سوریه میرود و با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران مراجعت، جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی در مراكز نظامی مشغول فعالیّت میشود.
این شهید والا مقام با تشكیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۵۷ به عضویت سپاه درآمده و به عنوان فرمانده عملیات با عناصر دستنشانده امپریالیسم شرق و غرب كه در گروهكها و احزابی كه بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب شروع به فعالیت كرده بودند، به مبارزه میپردازد.
در عملیات پاكسازی منطقه سرو و آزادسازی مهاباد ، پیرانشهر و بانه نقش مهم و اساسی داشته و در آزاد سازی سنندج با همكاری فرمانده عملیاتی منطقه با استفاده از طرحهای چریكی، كمر ضد انقلاب را در منطقه شكسته و باعث گردید كه سنندج پس از مدتها آزاد گردد.
با شروع جنگ تحمیلی به جبهه آبادان شتافت و دو ماه بعد مراجعت نمود و فرماندهی خط مقدم ایستگاه ۷ آبادان را بهعهده گرفته و به سازماندهی نیروهای مردمی پرداخت.
حمید برای مدّتی از سوی جهاد سازندگی مسئولیت پاكسازی مناطق آزاد شده كردنشین در منطقه سرو، را عهدهدار گردید كه در آن شرایط كمتر كسی میتوانست چنان مسئولیتی را بپذیرد.
شهید باكری پس از مدّتی بهعنوان مسئول كمیته برنامهریزی جهاد استان تعییین شد و چون در هرحال، جنگ را مسئله اصلی میدانست، حضور دائمیاش را در جبهههای نبرد با صدام متجاوز از عملیات فتحالمبین شروع نمود. در عملیات بیتالمقدس فرمانده گردان تیپ نجف اشرف بود و نقش مؤثری در گشودن دژهای مستحكم صدامیان در ورود به خرمشهر داشت.
در عملیات موفقیتآمیز «مسلمبنعقیل» بهعنوان مسئول خط تیپ عاشورا، چندین بار خودش در جنگ تن به تن و پرتاب نارنجك دستی به صدامیان شركت نمود و از ناحیه دست مجروح شد و بر حسب شایستگی كه كسب كرد، از طرف فرماندهی كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان فرمانده تیپ حضرت ابوالفضل (ع) منصوب گردید.
در عملیات خیبر، پس از دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نیروههای زرهی دشمن فقط با نارنجك و آرپیجی و كِلاش ولی با قلبی پر از ایمان و عشق به شهادت، خودش و یارانش جنگیدند و در همانجا به لقاءالله پیوسته و به آرزوی دیرینهاش نایل آمد.

سخنانی که این عارف پاک باخته در سال ۶۱ و قبل از عملیات والفجرمقدماتی ایراد نمود ، بعدها به قدری جا افتاد که به حدیث نفس رزمندگان از قافله شهدا جا مانده تبدیل شد ، این جملات اوج اندیشمندی و نهایت دوراندیشی حمید را حکایت می کند :
اول؛ دستهای كه به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند.
دوم؛ دستهای راه بیتفاوتی بر میگزینند و در زندگی مادی غرق میشوند و همه چیز را فراموش میكنند.
دسته سوم؛ به گذشته خود وفادار میمانند و احساس مسئولیت میكنند كه از شدت مصائب و غصهها دق خواهند كرد.
پس از خداوند بخواهید كه با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید. چون عاقبت دو دسته اول، ختم به خیر نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود.
- مأموریت تمام؛ احمد دهقان
- همیشه با هم؛ جهانگیرخسرو شاهی
- راهیان شط؛ عبدالمجید نجفی
- حمید باكری به روایت همسر؛ حبیبه جعفریان
- غروب آبی رود؛ جهانگیر خسرو شاهی
- حمید باكری؛ فرهاد خضری
- به مجنون گفتم زنده بمان(جلد1)؛ فرهاد خضری
- گمشدگان مجنون؛ مجید ناصر دوست و محسن بابازاده
- اسوههای ماندگار؛ حسین نجفی
اما با وجود این همه تأکید از سوی نمایندگان و حساسیت های بوجود آمده بازهم وزرای مذکور از دادن پاسخ به آنها امتناع کردند و برخی نیز تعمدا" پاسخ به سوالات را برای یک دقیقه آخر وقت سخنرانی شان نگه داشتند تا با پایان یافتن وقت ،عملا" امکان پاسخ نباشد !
اما مهمترین سوالاتی که نمایندگان از برخی وزرا مطرح کردند به این شرح است :
از منوچهر متکی ، وزیر امور خارجه : علت عدم وجود سرپرست برای تعداد زیادی از سفارتخانه های کشورمان در نقاط مختلف دنیا ـ علت انتصاب خانوادگی ( همسر وزیر ) در پست های بالای وزارت خارجه باوجود اینکه همسر محترم آقای متکی هیچگونه سابقه ای در این زمینه نداشته اند ـ عدم موضع گیری صریح وزارت خارجه در جریان کشتار مسلمانان چین ـ بدرفتاری کشورهای مختلف همسایه ( عربستان ، امارات ، عراق و حتی سوریه ) با هموطنان ایرانی ـ نصب افراد ضعیف و مسئله دار به سمت سفیران ایران در کشورهای مختلف و ....
از خانم فاطمه آجورلو ، وزیر رفاه و تأمین اجتماعی : ارائه مدارک قابل قبول برای تحصیلات حوزوی ایشان ـ ارائه مدارک مستند برای حضور ایشان در جبهه های دفاع مقدس در ۱۴ سالگی ـ نام بردن تنها یک کتاب از کتب تدریس شده در سطح دو حوزه علمیه ـ توضیح در مورد نقش ایشان در دادن اسناد محرمانه کشور به عباس پالیزدار و محکومیت قضایی ایشان ـ فعالیت های گسترده اقتصادی و تجاری برخی از بستگان و نزدیکان خانم وزیر ـ دادن آدرس اداره بیمه خدمات درمانی برای نمایندگان برای آنکه بدانند او با مجموعه بیمه و تامین اجتماعی آشناست و ...
از بهبهانی ، وزیر راه و ترابری : تدریس هفته ای در دانشگاه چابهار ـ دریافت همزمان حقوق از دانشگاه و وزارت راه ـ تغییر ساعت پرواز تهران ـ چابهار فقط بخاطر حضور دو روز در هفته ای وزیر در این بندر ـ ثبت برخی عملکردهای وزرای قبلی راه بنام خود ـ ارائه آمار غلط از وضعیت جاده ها و راه آهن و هواپیماهای کشور و ...
از محرابیان ، وزیر صنایع و معادن : محکومیت قضایی ایشان در قضیه اتاق امن ـ ورشکستگی یا بدهی های سنگین صنایع خودروسازی علیرغم تزریق میلیاردها تومان از بودجه بیت المال برای کمک به آنها و ...
ازشیخ الاسلامی ، وزیر کار : سوالاتی در مورد مسائل حقوقی مربوط به روابط کارگری و کارفرمایی
سخنی با نمایندگان محترم استان آذربایجان غربی : یقینا" نه خدا و نه موکلان شما در استان از عملکرد شما در جلسات چند روز گذشته مجلس راضی نیستند چرا که یا تعدادی از شما مثل میخ ایستادید و هیچ عکس العملی نسبت به آنچه در مجلس می گذشت نداشتید و یا تعدادی از شما هم اگر خواست اظهار نظری بکند ، صرفا" در موافقت با وزرای پیشنهادی و تعریف و مداحی بی حد و حصر از آنها بود که هیچ دردی از مردم دوا نمی کند البته شاید این اظهار نظر ها به درد خود نمایندگان محترم بعدها بخورد ..... یا علی
نمی دانم چرا احساس می کنم هر وقت مساجد پر باشند خیالمان راحت تر است ؟! شهر امنیت بیشتری دارد ! گناه کمتر است ! برادری بیشتر است ! حسادت کمتر است ! همدلی بیشتر است ! و....
یاد حرف ابوی عزیز می افتم که می گفت : قبل از انقلاب و زمان مبارزه ،ارتش پهلوی ، مردم را با گلوله و گاز اشک آور نمی توانست از مسجد اعظم ارومیه بیرون کند آنوقت امروز ، مجموعه نظام با هدیه و کادو و هزار چیز دیگر هم نمی تواند همان جماعت را به مساجد بکشاند !! واقعا" چرا ؟ آیا مردم عوض شده اند ؟ یا روحانیت فرق کرده است ؟ یا ارزشها تغییر یافته اند ؟!
تصویری که می بینید مربوط به نماز جماعت ظهر و عصر امروز ( چهارشنبه ۵ رمضان ۱۳۸۸ ) به امامت جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج محسن علامی در مسجد سردار ارومیه است که اکثر شرکت کنندگان در نماز را بازاریان و اصناف مومن و متدین بازار سرپوشیده ارومیه و کسبه خیابان امام تشکیل می دهند .

آنچه نمازهای این مسجد را رونق بخشیده است اول برکت ماه مبارک رمضان است و دوم بنای قدیمی و دلنشین مسجد سردار ارومیه است که سکینه و آرامش خاصی به نمازگزار می دهد و سوم حضور حاج محسن علامی است ، روحانی ای که قبل از انقلاب معلم قرآن و معارف اسلامی پدران ما بود و در آموزش و پرورش آن زمان خدمت می کرد اما بعد از انقلاب علیرغم پیشنهادهای متعددی که به وی شد ، هیچ مسئولیت اجرایی را نپذیرفت و وارد بازار و میدان مکار سیاست نشد تا آلوده این خودخواهی ها و بی تقوایی هایی که الان مشاهده می کنیم نشود .و این است رمز ماندگاری و محبوبیت امثال حاج محسن علامی ها ....!!
این تصویر به قدری امیدوارکننده است که خواستم از این طریق همشهریان مومن و روزه دار ارومیه ای را هم خوشحال و امیدوار کنم ..... به امید روزی که همه مساجد شهرمان همینطور پر و مملو از جمعیت باشند ...! یا علی
به همین منظور از فرصت استفاده کرده و در این ایام مبارک و ارزشمند بطور موقت از این قالب استفاده می کنم تا بعد از ماه مبارک در فرصتی مناسب نسبت به طراحی و آماده سازی یک طرح مناسب اقدام کنم . یا علی




