X
تبلیغات
ذوالفقار

نویسنده و روزنامه نگارمطبوعات سراسری ومحلی(1377تا کنون)
دارای تحصیلات حوزوی (مقدمات)و دانشگاهی (کارشناسی حقوق وکارشناسی ارشد علوم حدیث)
دبیر شورای هماهنگی روابط عمومی های استان آذربایجان غربی (1385)
مسئول امورفرهنگی فرهنگسرای جوان ارومیه (1389)
رئیس روابط عمومی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی سابق آذربایجان غربی (1385)
مسئول اطلاع رسانی و تبلیغات سرشماری نفوس و مسکن آذربایجان غربی (1385)
عضو هیئت داوران مطبوعات جشنواره فیلم های خانوادگی (1379و 1380)
عضو هیئت تحریریه فصلنامه تخصصی "گفتمان حقوق"(1383تا 1385)
مسئول روابط عمومی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)استان
سخنگوی ستادانتخاباتی محسن رضایی دراستان(انتخابات ریاست جمهوری 1388)
مدرس سلسله نشست های نهج البلاغه بامحوریت تاریخ اسلام درارومیه
عضو خانه مطبوعات استان (1378تا کنون)
تألیفات:
حقوق بشر اسلامی در نظام سیاسی و حقوقی امیرالمومنین علی (ع) (1384)
سلسله تذکره المقامات آذربایجان(1380و1381)
استانداران تاریخ آذربایجان غربی ازساعدمراغه ای تاجلال زاده(1389)
آموزش خبرنگاری مقدماتی(1387)
تلفن تماس : 09144470063





:: چه کنیم با این ارتباط های "بند تمبانی " ؟
:: ذوالفقار را تنها نگذارید .
:: پایگاه خبری تحلیلی ذوالفقار آغاز به کار کرد .
:: ذوالفقار شمشیر نیست ، آئینه است ....
:: رئیس گروه مشاوران جوان استاندار : دهیاران مهاباد صاحب اتاق فکر می شوند .
:: جلال زاده دربرنامه صبح بخیرایران: بزرگترین مشکل حال حاضراستان ما، بحران دریاچه ارومیه است .
:: در ادغام سازمانها ، مدیران شایسته را دریابید .
:: راهپیمایی 13 آبان امسال متفاوت تر از گذشته برگزار شد .
:: آنچه درافزایش و کاهش مشارکت مردم استان در انتخابات مجلس نهم موثر است .
:: سیاوش قبل از قطعنامه و سیاوش بعد از قطعنامه !
:: اخاذی و کلاهبرداری از مردم با استفاده از نام محصولی ، جلال زاده و سلحشور !
:: سفر به بلغارستان ، غرض ورزی منتقدان
:: برای سلامتی علامه حسن زاده آملی لطفا" دعا کنید !
:: استاندار خبر داد: تسهیلات ویژه دولت برای آبیاری تحت فشاردر استانهای همجوار دریاچه ارومیه
:: استاد انصاریان : هرچقدر عوامل ایجاد هیجانات شهوات را کم کنیم ضربه پذیری جوانان هم کم می شود.



براي سفارش تبليغات در اينجا کليک کنيد

 

                                                   

 

هفته گذشته در برخی رسانه های کشور اخباری درباره درخواست همسر شهید حمید باکری از نمایندگان مجلس منتشر شد که طی آن خواسته شده بود از رای اعتماد به صادق محصولی وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای تصدی وزارت کشور خودداری کنند.
شاید بتوان علت این اقدام را در رفتارها و موضع گیری های صادق محصولی در سالهای ابتدایی دهه 60 ( بعنوان فرماندار ارومیه ) در مقابل شهید مهدی باکری (شهردار وقت) و شهید حمید باکری ( از فرماندهان بسیج ارومیه) جستجو کرد. آن هنگام که این دو شهید مظلوم به جرم برادر بودن با یکی از اعضای هسته مرکزی اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران، همواره از سوی عده ای ناآگاه مورد سرزنش و حتی لعن و نفرین قرار گرفته و بدترین تهمت ها و برچسبهای ناچسب را صبورانه به جان خریدند.
این دوره از زندگی باکری ها دوره ای است که تاکنون هیچ راوی منصفی روایت نکرده و هیچ مورخ عادلی ننگاشته است.«روایت فتح» هم  راوی منصفی نبود و در مجموعه 14 قسمتی باکری ها به این دوران اشاره ای نکرد،سردار حسین علایی ( از فرماندهان سپاه و از همرزمان باکری ها) هم که معمولا در همه مراسمات یادبود باکریها سخنرانی می کند و یا در برنامه های تلویزیونی شرکت می کند سخنی از آن ایام سخت تهمت و افترا بر زبان نیاورده است.
شاید هم سخن گفتن از آن دوران چنان کار دشواری است که نگارنده به اقتضای سن و سالش از درک آن عاجز است. اما آنچه مسلم است اینکه در طول سالیان بعد از انقلاب بسیاری از نیروهای متعهد در ارومیه بودند که چنین دورانهای سختی را سپری کرده اند و با موجی از تهمت ها و نامرادی ها بدرقه شده اند.
متاسفانه هنوز هم هستند مخلصین بی ادعایی که اسیر جوسازی های تازه به دوران رسیده های پرمدعا شده اند.
یاد آن جمله ماندگار و بی نظیر سید شهیدان اهل قلم می افتم که فرمود:« آه از دهر آنگاه که بر مراد سفلگان می چرخد!!»
سالهاست که برادران باکری به واسطه تلاشهای صادقانه شان در عرصه خدمت به مردم و میهن عزیز اسلامی مان و در راه حفظ و اعتلای نظام و انقلاب به نماد و الگویی ارزشمند برای منطقه آذربایجان علی الخصوص آذربایجان غربی و ارومیه تبدیل شده اند.
این دو شهید بزرگوار علی رغم اینکه از سوی برخی از نیروهای آگاه، مورد بی مهری قرار گرفتند، اما از وفاداری و اخلاص خود نسبت به امام، انقلاب و میهن ذره ای نکاستندو مصمم تر از قبل تا آنجا پیش رفتند که مثال عباس(ع) و حسین(ع) جان خود را فدای آرمانهایی کردند که ملت بزرگ ایران آنها را با چنگ و دندان کسب کرده بود.
اگر آن سالهای سخت و شرم آور را کنار بگذاریم، در بقیه سالهای پس از شهادت شان همواره در مجالس و برنامه های مختلف مورد تکریم و تجلیل مردم و مسئولین قرار گرفته اند و شاید به جرات بتوان گفت که صدها برنامه تلویزیونی، کتاب، مقاله و ... در رثای این عزیزان پخش و منتشر شده است.
اما آنچه در این میان مورد غفلت همه ما قرار گرفته، بحث و بررسی پیرامون نقش تاریخی و تاثیر غیر قابل انکار مردی است که مبارزه علیه ظلم و ایستادگی در برابر طاغوت را در معنای حقیقی اش، نه تنها به دو برادر بعد از خود(مهدی و حمید) بلکه به تمام ارومیه آموخت و حال و هوای مبارزه و مقاومت را به کوچه پس کوچه های این شهر پاشید.
او کسی نیست جز علی(بهروز) باکری، برادر بزرگتر مهدی و حمید باکری که نام او در میان صفحات سرشار از کینه و غرض تاریخ این شهر گم شده است.


موضوع : |

 

                                                   

 

هفته گذشته در برخی رسانه های کشور اخباری درباره درخواست همسر شهید حمید باکری از نمایندگان مجلس منتشر شد که طی آن خواسته شده بود از رای اعتماد به صادق محصولی وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای تصدی وزارت کشور خودداری کنند.
شاید بتوان علت این اقدام را در رفتارها و موضع گیری های صادق محصولی در سالهای ابتدایی دهه 60 ( بعنوان فرماندار ارومیه ) در مقابل شهید مهدی باکری (شهردار وقت) و شهید حمید باکری ( از فرماندهان بسیج ارومیه) جستجو کرد. آن هنگام که این دو شهید مظلوم به جرم برادر بودن با یکی از اعضای هسته مرکزی اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران، همواره از سوی عده ای ناآگاه مورد سرزنش و حتی لعن و نفرین قرار گرفته و بدترین تهمت ها و برچسبهای ناچسب را صبورانه به جان خریدند.
این دوره از زندگی باکری ها دوره ای است که تاکنون هیچ راوی منصفی روایت نکرده و هیچ مورخ عادلی ننگاشته است.«روایت فتح» هم  راوی منصفی نبود و در مجموعه 14 قسمتی باکری ها به این دوران اشاره ای نکرد،سردار حسین علایی ( از فرماندهان سپاه و از همرزمان باکری ها) هم که معمولا در همه مراسمات یادبود باکریها سخنرانی می کند و یا در برنامه های تلویزیونی شرکت می کند سخنی از آن ایام سخت تهمت و افترا بر زبان نیاورده است.
شاید هم سخن گفتن از آن دوران چنان کار دشواری است که نگارنده به اقتضای سن و سالش از درک آن عاجز است. اما آنچه مسلم است اینکه در طول سالیان بعد از انقلاب بسیاری از نیروهای متعهد در ارومیه بودند که چنین دورانهای سختی را سپری کرده اند و با موجی از تهمت ها و نامرادی ها بدرقه شده اند.
متاسفانه هنوز هم هستند مخلصین بی ادعایی که اسیر جوسازی های تازه به دوران رسیده های پرمدعا شده اند.
یاد آن جمله ماندگار و بی نظیر سید شهیدان اهل قلم می افتم که فرمود:« آه از دهر آنگاه که بر مراد سفلگان می چرخد!!»
سالهاست که برادران باکری به واسطه تلاشهای صادقانه شان در عرصه خدمت به مردم و میهن عزیز اسلامی مان و در راه حفظ و اعتلای نظام و انقلاب به نماد و الگویی ارزشمند برای منطقه آذربایجان علی الخصوص آذربایجان غربی و ارومیه تبدیل شده اند.
این دو شهید بزرگوار علی رغم اینکه از سوی برخی از نیروهای آگاه، مورد بی مهری قرار گرفتند، اما از وفاداری و اخلاص خود نسبت به امام، انقلاب و میهن ذره ای نکاستندو مصمم تر از قبل تا آنجا پیش رفتند که مثال عباس(ع) و حسین(ع) جان خود را فدای آرمانهایی کردند که ملت بزرگ ایران آنها را با چنگ و دندان کسب کرده بود.
اگر آن سالهای سخت و شرم آور را کنار بگذاریم، در بقیه سالهای پس از شهادت شان همواره در مجالس و برنامه های مختلف مورد تکریم و تجلیل مردم و مسئولین قرار گرفته اند و شاید به جرات بتوان گفت که صدها برنامه تلویزیونی، کتاب، مقاله و ... در رثای این عزیزان پخش و منتشر شده است.
اما آنچه در این میان مورد غفلت همه ما قرار گرفته، بحث و بررسی پیرامون نقش تاریخی و تاثیر غیر قابل انکار مردی است که مبارزه علیه ظلم و ایستادگی در برابر طاغوت را در معنای حقیقی اش، نه تنها به دو برادر بعد از خود(مهدی و حمید) بلکه به تمام ارومیه آموخت و حال و هوای مبارزه و مقاومت را به کوچه پس کوچه های این شهر پاشید.
او کسی نیست جز علی(بهروز) باکری، برادر بزرگتر مهدی و حمید باکری که نام او در میان صفحات سرشار از کینه و غرض تاریخ این شهر گم شده است.


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط احمد نقي زاده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 11:51  
در پی واقعه ناگوار سه شنبه مورخه ۵/۸/۸۸ و هتک حرمت و جسارت بی ادبانه یکی از مأموران نگهبانی یگان انتظامی مستقر در استانداری آذربایجان غربی به اینجانب و انتشار مطالبی در برخی رسانه ها و سایت ها و اتفاقات بعدی در این خصوص ، ضروری است نکات زیر جهت تنویر افکار عمومی و اطلاع دوستانی که به عناوین مختلف درگیر این قضیه بوده اند و له یا علیه آن مطالبی گفته یا نوشته و یا شنیده اند ، به استحضار برسد : 

۱- اینجانب احمد نقی زاده دارای تحصیلات حوزوی ( مقدمات ) و دانشگاهی ( کارشناسی حقوق ) و ۱۲ سال سابقه روزنامه نگاری و خبرنگاری ( که همچنان نیز ادامه دارد و خواهد داشت ) به منظور اثبات حسن نیت و وفاداری به نظام و انقلاب و همچنین تبری جستن از هرگونه اقدامی که سبب تضعیف نظام و خدمات صادقانه نیروهای انتظامی گردد ، روز چهارشنبه گذشته پس از شرکت در راهپیمایی ۱۳ آبان با همراهی یکی از خبرنگاران پیشکسوت استان ، در مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی آذربایجان غربی حضور یافته و در حضور سرهنگ مهرمند معاونت اجتماعی ناجای استان و سرگرد جدیدی رئیس مرکز اطلاع رسانی بر این نکته تآکید کردم که هیچگونه بهره برداری سیاسی و کینه توزی و غرض ورزی شخصی را نسبت به هیچ نهاد یا ارگانی نمی پسندم و فقط و فقط خواستار مجازات و تنبیه مآمور خاطی ای شدم که با اقدام خودسرانه خود باعث بی حرمتی به یک شهروند شده است .

۲- در این نشست صمیمی ، سرهنگ مهرمند پس از استماع دلایل و مشاهده مستندات موجود ضمن تشکر از حسن نیت حقیر و اعلام این نکته که نیروی انتظامی به هیچ وجه از اقدام خلاف ادب همکار خور حمایت نمی کند قول داد حتی اگر اینجانب از شکایت خود نیز صرفنظر کنم باز هم خود نیروی انتظامی با مأمور خاطی برخوردقانونی خواهد نمود و همچنین در نشست خبری بعدی رئیس مرکز اطلاع رسانی ناجای استان در حضور همکاران رسانه ای به نحو شایسته از اینجانب عذرخواهی و دلجویی شود .

۳- برهمین اساس دست نوشته ای تقدیم نمودم که طی آن هرگونه دخالت و تحریک نیروی انتظامی در واقعه مذکور را تکذیب کرده و براساس قولی که سرهنگ مهرمند و سرگردجدیدی  دادند ، از همکاری صمیمانه آنها در پیگیری موضوع تقدیر نمودم .

۴- اینجانب در نوشته مذکور هیچ اشاره ای به سایت یا رسانه خاصی نکرده و خبر سایت های مختلف مبنی بر ضرب و شتم صورت گرفته یا خبرنگار بودن خود را تکذیب ننمودم .

۵- برخلاف آنچه که به برخی همکاران و دوستان گفته شده است ، اینجانب در نوشته مذکور یا حتی بطور شفاهی به هیچ وجه از رفتار یا عملکرد خود اظهار پشیمانی و ندامت نکرده ام .

۶- بدون شک منظور اینجانب از تکذیب برخی مطالب نادرست ، آن دسته از شایعاتی بود که با هدف تضعیف نظام و تخریب نیروی انتظامی یا زیر سوال بردن استاندار جدید مطرح شده بود وگرنه در خبر منتشر شده سایت عصر ایران هیچ نکته ای که متضمن موارد فوق باشد دیده نمی شود .

۷- در خصوص بیانیه منتشر شده از سوی تعدادی از روزنامه نگاران آذربایجان غربی نیز باید بر این نکته تأکید کرد که بیانیه اولا" بدون اطلاع یا سفارش اینجانب نوشته شده است و ثانیا" مخاطب آن نیروی محترم انتظامی نبوده بلکه خطاب به استاندار محترم نوشته شده است و حساسیت نیروی انتظامی در این خصوص بی مورد است .

۸- برهمین اساس اینجانب هرچند ممکن است از شکایت خود در محاکم قضایی بنا به دلایلی که ذکر شد ، صرفنظر کنم اما یقینا" در انتظار عمل به وعده داده شده از سوی نیروی انتظامی محترم استان مبنی بر برخورد قانونی با مآمور خاطی خواهم بود هر چند که این اتفاق روز پنجشنبه پشت درهای بسته و در مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی رخ داد .

۹- از سوی برخی اشخاص حقوقی ( که از بردن اسم شان فعلا" معذورم ) مطالبی مبنی بر بدنامی و سوءشهرت و محکومیت شلاق اینجانب اظهار شده که در این خصوص نیز از آنجا که اظهارات مذکور ضبط شده است ، در موقع مقتضی از طریق مراجع قانونی پیگیری خواهد شد ، ضمن آنکه محکومیت شلاق بنده نیز با شکایت مدیرکل وقت آموزش و پرورش استان به دلیل انتشار مطلبی در هفته نامه کوشا ( در سال ۸۱ ) بوده که پس از اعلام رضایت شاکی مختومه گردیده و اجرا نشده است .

۱۰- از کلیه عزیزان اصحاب قلم و اندیشه علی الخصوص دوست و استاد عزیزم آقای محمدی ( که ۱۱ سال قبل برای نخستین بار اصول و قواعد خبرنگاری را به من آموخت ) و همچنین پیشکسوت عرصه رسانه آقای امجدی و سایر دوستان و همکاران ارزشمندم که با انتشار مطلب ، بیانیه و تلفنی و حضوری در این مدت اظهار همدردی کردند ،تشکر نموده و بر این نکته نیز تأکید می کنم با اینکه مطالب منتشر شده در عصر ایران به درخواست و سفارش اینجانب نبوده است و این سایت مستقلا" اقدام به این کار کرده است اما صحت آن مطلب را تآیید کرده و از سایر رسانه های محترم از جمله آینانیوز ، تابناک ، بازتاب آنلاین ، الف و فردانیوز که در صدد حمایت برآمدند و به نیت دلجویی از این کمترین مطالبی منتشر نمودند ، سپاسگزاری می نمایم . 

در خاتمه شهادت می دهم که اینجانب سالهاست روزنامه نگاری می کنم و برای اثبات روزنامه نگار بودنم نیازی به تأیید کذایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یا هر تشکل و انجمن کم اهمیت صنفی یا سکه و پلوپز و زمین و پتوی هدیه هیچ نهادی  نداشته و ندارم و اگر خداوند بخواهد تا زنده ام می نویسم و به نوشتنم افتخار می کنم  ولو اینکه این نوشتن ها به مذاق خیلی ها خوش نیاید و نان حرام کسی را آجر کند و یا دست دراز شده به بیت المالی را قطع کند و مقام و منزلت ناحقی را از کسی بگیرد !!!

                                                                                                                           یا علی


موضوع : |
|+| نوشته شده توسط احمد نقي زاده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 16:35  
 پیش از این نام  29 نفر بعنوان استاندار در تاریخ آذربایجان به ثبت رسیده که با انتخاب «وحید جلال زاده » سی امین استاندار تاریخ این استان هم معرفی شد .

به همین مناسبت « ذوالفقار » برای نخستین بار اقدام به انتشار تاریخچه استانداران آذربایجان غربی نموده است . باید خاطرنشان کرد ، مطلبی که در دست دارید حاصل دو ماه تحقیق و جستجو در منابع مختلف تاریخی و بیش از 6 ساعت گفتگو با افراد مطلع بوده وهر کلمه از سطور آن با دقت و وسواس خاصی انتخاب شده است که به جرأت می توان ادعاکرد : تنها نوشتار تحقیقی نسبتا جامع و کامل در خصوص استانداران استانمان همین مطلبی است که در زیر می خوانید ، امید است این مطلب نیز به مانند مقاله ای که در مورد « شهید علی باکری » منتشر شد و مورد استقبال کم نظیر مخاطبان قرار گرفت ، بعنوان یک اثر ماندگار در صفحات تاریخ شهر و استانمان  به ثبت برسد :

پس از کودتای 1299 رضاشاه و تقسیم مناطق مختلف کشور به ولایات منظم و یکپارچه ( که امروزه از آنها بعنوان استان یاد می شود ) شهر ارومیه بعنوان بخشی از ولایت آذربایجان محسوب می شد که حکام ( فرمانداران ) آن توسط والی آذربایجان مستقر در تبریز انتخاب و به ارومیه اعزام می شد . افرادی همچون سردار سطوت بهادری ، حاج میرزا آقابلوری ، امیرمحتشم آراسته و علی آقامیرپنج  در این مقطع به حکومت ارومیه منصوب شدند .

در سال 1311 شمسی ، ارومیه و 5 شهر از توابع آن شامل خوی ، شاپور (سلماس) ، سلدوز (نقده) ، ساوجبلاغ (مهاباد) و ماکو در تقسیمات کشوری و سیاسی ، از تبریز منفک شده و بصورت یک استان مستقل رسمیت یافت که از آن زمان به بعد در مورد استاندارن آذربایجان باختری ، در پایتخت تصمیم گیری  شد .

                                                                     Image

                                                                           محمد ساعدمراغه ای

1- اولین استاندار تاریخ آذربایجان غربی « محمد ساعد مراغه ای » بود که از سال 1311 تا 1312 این سمت را عهده دار بود و بعدها به جهت نزدیکی اش با رضاشاه به دربار پهلوی راه یافت و لقب ساعدالوزرا گرفت .

2-  مظفرخان اعلم ( 1312 شمسی ) او که در سال 1298 هم فرمانده قشون آذربایجان و هم والی تبریز و ارومیه بود و به جهت غلبه بر قوای سمیتکو و یاغیان کرد و فتح شهر سلماس ، به « سردار انتصار » ملقب گشته بود و نزد مردم آذربایجان محبوبیت فراوانی داشت . وی فردی فرهنگ دوست بود از این رو دو دبستان بنام های ( نوید فتح ) که بعدها به مظفریه شهرت یافت و دیگری مخصوص دختران بنام (دوشیزگان ) تأسیس کرد .

3- عامری ( 1313 شمسی ) وی مدت کوتاهی بعد از سردار انتصار استاندار بود .

4- فرخ ( 1313 شمسی ) همزمان با استانداری فرخ ، سرلشکر شاه بختی نیز فرمانده لشکر ارومیه بود که داستان رقابت سخت و چشم و همچشمی های این دو در تاریخ شهر ارومیه معروف است .

                                                                    Image

                                                                                    عبدالله مستوفی

5-  عبدالله مستوفی ( 1315- 1314 ) شاید بتوان مستوفی را نامحبوب ترین و حتی منفورترین استاندار تاریخ آذربایجان غربی محسوب کرد . بدسلیقگی ، بددهنی ، توهین به آداب و رسوم و زبان مردم آذربایجان و جریحه دار کردن احساسات آنها با زشت گویی و لحن ناهنجار از مواردی است که در کارنامه این استاندار بی نزاکت ثبت شده است . عبدالرحمن فرامرزی مدیر وقت آن سالهای روزنامه کیهان در مقاله ای به برخی اقدامات مستوفی در آن زمان اشاره کرده و عملکرد او را مایه یأس مردم از حکومت شاه عنوان نموده است .

6- ادیب السلطنه سمیعی ( 1316-1315 ) وی که فردی اهل دانش و فرهنگ بود ، برای اصلاح ذهنیت مردم آذربایجان باختری نسبت به شاه ، بمدت یکسال بعنوان استاندار عازم ارومیه شد .

7- مظفر اعلم سردارانتصار ( 1318-1316 ) از آنجا که مردم ارومیه خاطره خوبی از سردار در ذهن داشتند ، وی برای دومین بار استاندار این استان شد .

8- حسین خان مستشاری ( 1320-1318 ) وی که در سال 1298 شمسی ( همزمان با حکومت سردار انتصار در کل آذربایجان ) رئیس اداره فرهنگ و معارف رضائیه بود و سابقه معلمی داشت به جهت روابط نزدیکش با سردار انتصار ، خدمات و فعالیت های فرهنگی و آموزشی بسیاری را با کمک سردار در این شهر پایه گذاری کرده بود . مدارسی که در دوران شادروان مستشاری تأسیس شد، در حقیقت اولین آموزشگاههای منسجم و مدرن ارومیه محسوب می شوند کهعلاوه بر دبستانهای مظفریه و دوشیزگان که قبلا ذکر شد ، مدرسه نوید دانش نیز در دو مقطع دبستان و دبیرستان راه اندازی شد که بعدها به مدرسه احمدیه معروف شد که هنوز هم با نام دبستان 22بهمن در خیابان امام فعلی در حال فعالیت است .

آموزشگاههای دیگری همچون شاهدخت ( لعیا ) ،  دبستانملی ناموس ( ساختمان قبلی ناحیه یک ارومیه روبروی دارایی ) ، صائب ( کشاورزی ) و شش کلاسه مختلط در این دوره ساخته شده اند . 

9- اردلان ( 1320 ) وی آخرین استاندار زمان پهلوی اول محسوب می شود چرا که در شهریور همان سال و با حمله متفقین ( انگلیس ) به ایران رضاشاه از سلطنت خلع و تبعید گردید .

10- تیمسار سرتیپ کوپال ( 1321-1320 ) بعد از اشغال ایران امورات ارتش بدست انگلیسی ها افتاد و برای نقاط مختلف کشور استانداران نظامی منصوب کردند .

11- دکتر امین الملک  مرزبان ( 1323-1321 ) وی استاندار زمان اشغال خوانده می شود فردی که تحصیلکرده فرانسه بود و همسری یونانی داشت . در دوران استانداری مرزبان شورش و غارتگری اکراد یاغی مسلح از سر گرفته شده و به حدی رسیده بود که حتی آبادیهای اطراف ارومیه را اشغال کرده و محاصره نموده بودند و اگرچه مرزبان بعنوان استاندار در این شهر سکونت داشت اما کاری از دستش برنمی آمد و برای هر اقدام کوچکی می بایست موافقت مقامات اشغالگر خارجی و نمایندگان کنسولی آنها را جلب می کرد به همین خاطر مردم ستمدیده ارومیه از فرط استیصال و از روی ناچاری روز بیستم تیرماه 1323 به کاخ استانداری هجوم برده و استاندار را در دفترش به باد کتک گرفتند که با دخالت نیروهای نظامی ، مردم عصبانی تر و ناراحت تر از قبل متفرق شده و با سردادن شعا خواستار استعفای مرزبان می شوند . به این ترتیب نام وی بعنوان اولین استاندار مستعفی آذربایجان غربی در تاریخ ثبت می شود .

در دوران استانداری مرزبان سرلشکر احمد زنگنه ( نام قدیم خیابان کاشانی فعلی ) که آن موقع درجه سرهنگی داشت بجای سرهنگ نوتاش به سمت فرمانده تیپ ارومیه منصوب شد تا با کمک سرگرد هدایت الله مافی ( یکی از خیابانهای ارومیه بنام اوست ) اشرار کرد مسلح را سرکوب کند که تا هر چند توفیق چندانی در این کار کسب نکرد اما بخاطر تلاشش نزد مردم محبوبیت یافت .

                                                                           Image

                                                                                           علی اکبر درخشانی

12- سرلشکر علی اکبر درخشانی ( 1324-1323)به جرأت می توان گفت دوران استانداری درخشانی بحرانی ترین دوره تاریخ استان آذربایجان غربی است . غائله طغیان اشرار کرد ارومیه سبب شد که علی اکبر درخشانی فرزند سرهنگ علی نقی خان کنگرلو ( از خانواده های اصیل ارومیه ) به پیشنهاد سرلشکر رزم آرا رئیس وقت ستاد ارتش بعنوان استاندار استان چهارم ( آذربایجان غربی ) انتخاب شود.

در آن زمان روسای قبایل و عشایر کرد هریک در منطقه ای از ارومیه حکومتی براه انداخته بودند ، عمرخان شریفی رئیس ایل شکاک در صومای برادوست و روستاهای اطراف از جمله قره باغ ، رشیدبیگ جهانگیری در محال ترگور مرگور و دشت ، زروبیگ بهادری در بالانج و مناطق جنوبی ارومیه و طاها هرکی در محال دول ، داش آغل و رشکان اقدام به غارت و باجگیری می کردند .

درخشانی در خاطرات خود می نویسد : وقتی بعنوان استاندار وارد ارومیه شد دکتر مرزبان ( استاندار قبلی ) و همسرش کاملا" آماده رفتن بودند و مثل آنکه از قفسی آزاد شده باشند بدون درنگ با اتومبیل استانداری راه تبریز را در پیش گرفتند .

پس از سرکوب اکراد مسلح و برقراری امنیت نسبی در ارومیه ، غائله پیشه وری پیش آمد و حکومت خودمختار محلی تحت عنوان « فرقه دموکرات آذربایجان » با حمایت های روس ها اعلام موجودیت کرد که در اثر آن استانهای آذربایجان غربی و شرقی ، اردبیل ، زنجان و حتی بخشی از قزوین به اشغال دموکراتها در آمد و بدین ترتیب دوران پرفراز و نشیب استانداری سرلشکر درخشانی که از 25 تیر 1323 آغاز شده بود در 21 آذرماه 1324 به پایان رسید ، اما در بازگشت به تهران بر اثر توطئه عده ای ، به علت خیانت و همکاری با دموکراتها به 15 سال زندان محکوم شد که پس از سه سال به دستور شاه آزاد شد ولی از ارتش اخراج گردید و سالها بعد سرانجام در 7 فروردین 1357 بدلیل فعالیت های سیاسی علیه رژیم توسط ساواک دستگیر شد و همان شب در اثر شکنجه زیاد درگذشت .

*   در مدت حکومت دموکراتها ( 1325-1324 ) دکتر سلام الله جاوید از سوی پیشه وری بعنوان استاندار آذربایجان منصوب شده بود و برای ارومیه فرماندارانی همچون پنبه ای ، شاهین و نظام الدوله  از تبریز به ارومیه اعزام شدند .

در زمان دموکراتها اوضاع بقدری آشفته بود که سپهبدی وزیر دادگستری وقت در منزل فرماندار ارومیه توسط آسوری ها لخت شده و کتک خوره بود .

 *  بعد از برچیده شدن حکومت دموکراتها در سال 1325 ، آذربایجان غربی باردیگر تابع تبریز شده و تا سال 1333 استاندار نداشت و فرماندارانی همچون شبدیز ، شایان و فهیمی در این مدت 8 ساله به ارومیه اعزام می شدند .

13 - علی اکبر ملکی ( 1339-1334 ) دانشکده کشاورزی ارومیه و مرکز بهداشت صحیه این شهر در دوران استانداری ملکی احداث گردید .

14 – شاپور میهن ( 1342-1339 ) سیلوی ارومیه در دوران وی ساخته شد و مراحل ساخت تصفیه خانه آب این شهر نیز به اتمام رسید .

15 – غلامحسین دیلمی ( 1344-1342 ) لوله کشی آب مشروب به مناطق مرکزی و داخلی ارومیه در این دوره انجام شد که چنین طرح عمرانی مهم و بزرگ در شرایط خاص آن زمان و در مدت کمتر از دو سال عملکرد ارزشمندی به شمار می رود .

16 – ابراهیم همایونفر ( 1346- 1344 ) ارومیه در زمان استانداری مهندس همایونفر اندک اندک تلاش می کرد بعنوان یک شهر توریستی و تفریحی شناخته شود و دقیقا" از همان زمان بود که ارومیه به « پاریس ایران » شهرت یافت .

رونق مراکز فساد و خوشگذرانی ، ساخت کارخانه مشروب سازی پاکدیس ، احداث پلاژهای ساحلی گلمانخانه در ساحل دریاچه ارومیه و ساخت موزه ارومیه از دستاوردهای نامیمون همایونفر در این دوران بود .

                                                                                    Image

                                                                                  غلامحسین کیانپور

17 -غلامحسین کیانپور ( 1350-1346 ) در این دوره نیز سعی شد بر اساس اهدافی که از دربار تعیین می شد ارومیه هرچه زودتر ظاهری توریستی بخود بگیرد . افتتاح کاخ جوانان ، فرودگاه ارومیه ، شرکت اتوبوسرانی ارومیه ، خانه جوانان شیرو خورشید ، باغ های کودک و کتابخانه کودکان ( پارک شهرچایی ) از اقدامات کیانپور محسوب می شود .

                                                                                         Image

                                                                                     عبدالعلی دهستانی

18 – عبدالعلی دهستانی ( 1357-1350 ) وی از نزدیکترین افراد یه محمدرضاپهلوی بود و از اعضای مطرح شورای مرکزی حزب رستاخیز ایران به شمار می رفت .

۱۹ - تیمسار کریم ورهرام ( ۲۲/۱۱/۵۷-۴/۷/۵۷ ) وی آخرین استاندار قبل از انقلاب است و تا یک روز مانده به ۲۲ بهمن همچنان در ارومیه بود . در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ، ورهرام که از مدتها قبل فرماندهی لشکر ارومیه را برعهده داشت با توجه به شرایط خاص آن زمان با حفظ سمت بعنوان استاندار نظامی آذربایجان غربی منصوب شد. وی پس از انقلاب مانند دیگر سران رژیم سابق به خارج فرار کرد و زیرنظر شاپور بختیار در فرانسه در قالب شورای سلطنت طلبان ایران فعالیت های بسیاری را برعلیه انقلاب اسلامی انجام داد و سالها بعد در سال ۱۳۷۰ در پاریس درگذشت . 

                               استانداران پس از انقلاب اسلامی

 ۲۰- اسماعیل اردلان ( ۶/۱۲/۵۷  سرپرست ) پس از پیروزی  انقلاب اسلامی ، اردلان که از نیروهای ملی مذهبی و از دوستان مرحوم بازرگان بود از سوی دولت موقت بعنوان سرپرست استانداری آذربایجان غربی منصوب شد . دوران استانداری او که تنها ۱۵ روز طول کشید ، کوتاهترین دوره استانداری تاریخ استان محسوب می شود .

۲۱- محمد مهدی عباسی ( ۲۱/۱۲/۵۷ ) وی نیز با حکم دولت موقت بمدت ۹۸ روز استاندار بود و پس از رفتن از آذربایجان غربی ،در ۲۸ خرداد ۱۳۵۸ به سمت  استاندار تهران منصوب شد.    

                                                                          Image

                                                                                             جمشید حقگو

۲۲- جمشید حقگو (۲۸/۳/۵۸ ) وی که به اشتباه در سایت استانداری دومین استاندار تاریخ آذربایجان غربی خوانده شده ، هم اکنون رئیس اتاق بازرگانی و تجاری ایران و ایتالیا است و درزمینه تجاری و بازرگانی فعالیت می کند .

۲۳- حسین طاهری (۲۹/۴/۵۹ ) آغاز جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس ، در زمان استانداری حسین طاهری صورت گرفت . وی پس از آذربایجان غربی ، در سوم خرداد ۱۳۶۰ بعنوان استاندار آذربایجان شرقی عازم تبریز شد و دو سال بعد در ۱۷ دی ماه ۱۳۶۲ بعنوان استاندار پایتخت معرفی شد .

                                                                                    Image

                                                                                      اصغر ابراهیمی اصل

۲۴- اصغرابراهیمی اصل ( ۲۵/۳/۶۰ ) وی درزمان استانداری اش با تعدادی از نمایندگان وقت استان از جمله حجت الاسلام حسنی ، حجت الاسلام انزابی و حجت الاسلام قره باغی ( نمایندگان ارومیه ) اختلافات زیادی پیدا کرد . راثی و جسیم سعادتی نمایندگان وقت میاندوآب و مهاباد نیز بارها از او نزد مسئولین بالای نظام گلایه و شکایت کرده بودند به همین دلیل مدت استانداری او هم جزو کوتاهترین دوره های استانداری به شمار می رود . ابراهیمی اصل تا همین چندی قبل ( در دولت نهم ) مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران بود که به دلایل نامعلومی برکنار شد .

                                                                           Image

                                                                                               علیرضا شیخ عطار

۲۵- علیرضا شیخ عطار ( ۲۷/۱۰/۶۰ ) وی یکی از استاندارانی بود که مدت چهار ساله استانداری خود را به پایان رساند هر چند برخی از چهره های سیاسی استان از جمله حجت الاسلام حسنی از شیخ عطار هم ناراضی بودند . در دوران استانداری شیخ عطار ،حجم سنگین حملات هوایی و بمباران دشمن بعثی در ارومیه ، مردم این شهر را مجبور کرده بود تا به روستاها و باغات اطراف  پناه ببرند .

وی قبل از آذربایجان غربی ، در شهریور ماه سال ۶۰ سرپرست استانداری استان کردستان بود . بعد از آذربایجان غربی نیز در سمت های مختلف سیاسی در وزارت امور خارجه حضور داشته و دارد و هم اکنون معاون وزارت امور خارجه می باشد .

۲۶- زین العابدین میریوسفی عطائی ( ۱۹/۹/۶۴ )  وي كه اهل شهرستان بناب بود ، پيش از اين استانداري آذربايجان شرقي ( دي ماه 62 ) و پنج ماه بعد استانداري ايلام ( 12 تير 63 ) را دركارنامه خود داشت .

مرحوم عطائي در دوران استانداري اش ( كه همزمان با اوج دوران دفاع مقدس بود ) بارها براي سركشي به رزمندگان عازم مناطق جنگي و مرز ايران وعراق شد . وي با علما و نيروهاي سياسي استان نيز ارتباط و تعامل خوبي داشت به همين دليل توانست تا آخرين روز عمرش استاندار بماند .

رهبرمعظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي كه آن زمان رئيس جمهور كشورمان بود ، در اين مقطع سفري به استان داشت كه اولين سفر يك مقام عاليرتبه نظام به آذربايجان غربي پس از انقلاب محسوب مي شد .رحلت حضرت امام (ره) نيز در دوران استانداري مرحوم عطائي رخ داد .

سرانجام در آغازين روزهاي آبانماه سال 1369 در حاليكه بطور زميني از مأموريت تهران بازمي گشت ، در اثر تصادف در گردنه قوشچي اروميه همراه با راننده اش ( مرحوم حاجي زاده ) درگذشت .  رهبر معظم انقلاب در پيام ويژه اي درگذشت اين استاندار را به مردم استان تسليت گفتند .

در سال 1372 خياباني كه درحد فاصل خيابانهاي امام و مدني احداث شده بود ، به پيشنهاد برخي بزرگان شهر بنام مرحوم عطائي نامگذاري گرديد .

                                                                                              Image

                                                                                                          قربانعلی سعادت قره باغ

۲۷ -قربانعلي سعادت قره باغ (6/8/69 ) سعادت اهل روستاي قره باغ اروميه بود كه قبل ازاستانداري ، درزمان مرحوم عطائي ،معاون سياسي امنيتي استاندار بود. وي پس از فوت عطائي با حكم بشارتي وزير وقت كشور بعنوان سرپرست استانداري منصوب شد و در 26 اسفند همان سال با حكم قطعي ، استاندار آذربايجان غربي گرديد . وي با 7 سال استانداري ، طولاني ترين دوره استانداري اين استان را به خود اختصاص داده است .

قربانعلي سعادت در ابتدا برادر زن شهيدبزرگوار مهدي باكري ( يوسف مدرس ) را به معاونت سياسي امنيتي خود برگزيد كه بعدها شايعاتي درخصوص او برسر زبانها افتاد و از اين سمت كنار گذاشته شد .

وي برخي دوستان ديگر خود را نيز به سمت هاي مختلف منصوب كرد ، از جمله محمد اشتري ( معاون سياسي ) مهندس فائزي ( معاون عمراني استاندار ) ، اسدالله لطف عطا ( فرماندار اروميه ) ، صادق محسن پور آذري ( فرماندار سردشت ) ، فروزان (شهردار اروميه)

وي بعد از دوم خرداد 76 ، در 23 بهمن همان سال بعنوان اولين استاندار قم عازم اين شهر شد و با شروع دوره دوم رياست جمهوري خاتمي نيز در تاريخ 28 مهر 1381 به سمت استاندار لرستان منصوب گرديد .

با پايان يافتن دوره تسلط اصلاح طلبان برقوه مجريه و پيروزي دكتر احمدي ن‍ژاد در انتخابات رياست جمهوري 84 ، سعادت مديرعامل شركت ايجاد محيط ( يكي از شركت هاي وابسته به بنياد مسكن ) شد و به هم اكنون نيز به همراه علي عبدالعلي زاده ( وزير اسبق مسكن ) در زمينه انبوه ساري مسكن فعاليت مي كند .

گفتني است سعادت با 15 سال استانداري در استانهاي مختلف كشور بيشترين سابقه  استانداري را دربين استانداران كشور دارا مي باشد .

وي توانسته بود در طول دوران حضورش در استانداري ، ارتباط و تعامل خوبي با علما و نيروهاي سياسي استان علي الخصوص نمايندگان مجلس ( عبدالعلي زاده ، كاميار و جعفري نمايندگان وقت اروميه ) وحجت الاسلام حسني نماينده ولي فقيه در استان برقرار كند بطوريكه در تدارك ماشين آلات كشاورزي براي امام جمعه اروميه مساعدت هاي زيادي بعمل آورد .

سفر تاريخي و بيادماندني رهبرمعظم انقلاب ( سال 1374 ) و آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت كشورمان به استان ( سال1373 ) در دوران استانداري قربانعلي سعادت انجام گرفت .

                                                                       Image

                                                                                   علی محمد غریبانی

 ۲۸ - علي محمد غريباني ( 21/7/76 ) اين مرد اردبيلي كه اولين استاندار دوران اصلاحات به شمار مي رفت دركمتر از دو سال ، دوران پرفراز و نشيبي را در آذربايجان غربي سپري كرد و با بسياري از افراد اختلاف پيدا كند . اوج اين اختلافات زماني بروز پيدا كرد كه  در قضيه دستگيري عبدالله اوجالان ( آپو ) رهبر پ .ك.ك توسط دولت تركيه ، غريباني با تجمع اعتراض آميز كردهاي اروميه در مقابل كنسولگري تركيه موافقت كرده و مجوز صادر نموده بود كه با اعتراض شديد مردم و امام جمعه اروميه مواجه شد بطوريكه حجت الاسلام حسني هشدار داد در صورت برگزاري هرگونه تجمع ، شخصا" كفن خواهد پوشيد و در مقابل اغتشاش گران خواهد ايستاد . وي همچنين در خطبه هاي نمازجمعه اعلام كرد كه اين استاندار به درد ما نمي خورد و هر چه سريعتر بايد تغيير كند . يكبار هم درگيري ميان نماينده ولي فقيه در استان و استاندار، در آخرين روزهاي استانداري غريباني زمانيكه مراسم بدرقه زائرين حرم امام خميني (ره) بمناسبت سالگرد ارتحال آن حضرت در ترمينال شهرستان برگزار مي شد ، رقم خورد و حسني طي سخناني بشدت از غريباني انتقاد كرد كه باعث شد استاندار مراسم را ترك كند .

بعد از آن  ديگر حضور غريباني در استان به مصلحت نبود و پس از 20ماه با استانداري وداع كرد .

برگزاري اولين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا ( بهمن 77) از مهمترين اتفاقات دوران استانداري علي محمد غريباني به شمار مي رود.

بسياري معتقد بودند از آنجا كه وي صاحب امتياز و مديرمسئول هفته نامه مبين اردبيل بود ، روحيه ژورناليستي و جنجالي اش باعث شد نتواند تصميمات درستي بگيرد و عده اي نيز براين باور هستند كه غريباني تحت تأثير فضاي سالهاي اول اصلاحات بوده و به يكباره مي خواست اقدامات غيرمعمول انجام دهد .

همان سال ( 1378 ) وي توانست در انتخابات مجلس ششم بعنوان نماينده مردم اردبيل وارد مجلس شود .

آخرين خبرها حاكي از آنست كه  وي هم اكنون رئيس بنياد باران استان اردبيل بوده و در انتخابات دهم رياست جمهوري نيز پس از استعفاي رئيس قبلي ، بعنوان رئيس ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در آن استان فعاليت مي نمود .

                                                                                Image

                                                                                 سید محمود میرلوحی

 ۲۹ - سيد محمود ميرلوحي ( 5/4/78 ) ميرلوحي پاسدار سابق سپاه شهرستان خمين كه گفته مي شد از بستگان شهيد نواب صفوي بود پله های ترقی را خیلی زود پیمود ،از آنجاكه درجريان انتخابات رياست جمهوري 76 مسئول انتظامات ساختمان « به آفرين » ( ستاد مركزي انتخاباتي خاتمي ) بود كه به جهت ارتباط نزديكش با عبدالله نوري و مرتضي حاجي ، ابتدا در آبان ماه 76 بعنوان استاندار سمنان انتخاب شد و 19 ماه بعد بعنوان استاندار آذربايجان غربي منصوب شد كه در آن مقطع حساسيت هاي زيادي را برانگيخت ، نبود سوابق مديريتي و اجرايي مناسب از مهمترين ايراداتي بود كه از سوي برخي از سياسيون استان مطرح گرديد .

وي براي اولين بار يك روحاني ( حجت الاسلام فقيه ) را به معاونت سياسي امنيتي  استاندار و يك زن ( دكتر فريبا بشيري ) را بعنوان مشاور استاندار برگزيد .

سفر سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور وقت به استان ( شهريور 79 ) ، قضيه صيد غيرقانوني آرتمياي درياچه اروميه ، نا آرامي هاي پيرانشهر و آتش سوزي دفتر سرپرستي روزنامه صبح امروز در اروميه  از شاخص ترين اتفاقات دوران استانداري ميرلوحي  است .

گفته مي شد برادر وي در سالهاي 79 و 80 در اشنويه اقدام به پيش خريد عمده گيلاس  كرده و در قضيه صيد آرتميا نيز دخالت داشت .

وي با شروع چهارسال دوم رياست جمهوري خاتمي ، از طرف موسوي لاري به سمت معاون امور حقوقي و پارلماني وزارت كشور برگزيده شد و تا پايان دوره اصلاحات در اين سمت باقي ماند. 

                                                                                    Image

                                                                                                      جمشید انصاری

 ۳۰- جمشيد انصاري ( 23/10/80 ) وي كه اصالتا" زنجاني بود ، پيش از استانداري ، در زمان دكتر برادران شركا ، معاون سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بود و به همين دليل در طول دوران استانداري اش بيشتر به جنبه هاي كارشناسي كارها اهميت مي داد .

انصاري نيز از جمله استانداراني بود كه يك دوره چهار ساله را به پايان برد و در اين چهار سال با كمتر كسي اختلاف پيدا كرد ، حتي با نمايندگان اصولگراي استان . اما آنچه بعنوان نقطه ضعف در عملكرد او محسوب مي شود عدم پيگيري مسائل مربوط به پل ميانگذر درياچه اروميه بود كه در سفر اول خاتمي به آن تأكيد شده بود اما در عمل هيچ اقدام مثبتي مشاهده نشد .

در دوران وي براي نخستين بار يك مديركل زن ( نرمين غني زاده ) در دفتر اموراجتماعي و انتخابات استانداري  منصوب شد .

سفر دوم خاتمي به استان نيز ( شهريور ماه 83 )  در اين دوره انجام شد .

جمشيد انصاري هم اكنون نماينده مردم زنجان و طارم و عضو فراكسيون اقليت مجلس هشتم است كه در انتخابات اخير رياست جمهوري نيز همانند ديگر همفكرانش از موسوي حمايت مي كرد .

                                                                                Image

                                                                                   رحیم قربانی

 ۳۱ - رحيم قرباني قلجلو ( 18/7/84 ) رحيم قرباني فرزند عباس متولد اول تير 1334 ، اهل روستاي قلجلوي محال نازلو اروميه ، تحصيلكرده رشته عمران در حالي به استانداري آذربايجان غربي منصوب شد كه در موقع انتصابش به اين سمت 29 سال خدمت كرده بود و در آستانه بازنشستگي قرار داشت .

وي پيش از آن معاون برنامه ريزي و مشاور عالي شهرداروقت تهران ( احمدي نژاد ) بود و گفته مي شد روابط نزديك و صميمانه اي بين او و رئيس جمهور برقرار است چراكه آشنايي و همكاري آنها به استانداري اردبيل بازمي گشت زمانيكه قرباني در آنجا هم معاون برنامه ريزي استاندار بود .

حضور يك استاندار بومي  بعد از 8 سال ، نويد اتفاقات خوش يمن و مباركي را مي داد ضمن آنكه اصولگرايان در بخشهاي مختلف مديريتي و تصميم گيري استان ( هم نمايندگان مجلس و هم اعضاي شوراهاي شهر ) اكثريت قاطع را داشتند و مي توانستند با همدلي ، فرصت هاي ازدست رفته براي استان را جبران كنند اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه تشتت و شكاف ميان نيروهاي سياسي اصولگرا در استان روزبه روز بيشتر و عميق تر شد و با اینکه قربانی یکبار در جلسه کمیته ارکان ساخت استان ( در هتل ساحل ارومیه ) بر این نکته تأکید کرد که الان وقت اختلاف و درگیری نیست و همه باید دست بدست هم دهیم و برای توسعه استان تلاش کنیم اما در عمل چنین نشد و وی با افراد متعددی اختلاف پیدا کرد . انتصاب افراد بودار و بعضا" غیر متخصص در سمت های مختلف ، استفاده از بستگان و نزدیکان در پست های مدیریتی استان و درگیری و اختلاف با نیروهای سیاسی ( از نوع اصولگرا ) بخصوص نمایندگان مجلس ، از جمله مواردی بود که در دوران استانداری قربانی  صدای خیلی ها را درآورد .

وی با اینکه نیروی بومی استان بود اما شناخت کافی از فضای سیاسی استان نداشت و به همین دلیل بارها مجبور شد تغییر رویه دهد ، بعنوان مثال وی ابتدا از حجت الاسلام قریشی نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان، برای شرکت در جلسات و نشست های مختلف دعوت می کرد اما پس از آنکه متوجه شد میان او و حجت الاسلام حسنی نماینده ولی فقیه در استان اختلافاتی وجود دارد ، به حضور قریشی در جلسات استانداری پایان داد و به سوی امام جمعه ارومیه سوق پیدا کرد .

میدان دادن به افرادی همچون بیژن ذبیحی ( مدیرکل سابق دفتر استاندار ) و صادق دین پرست ( پسرخاله مادری و مشاور غیر رسمی استاندار ) از دیگر مواردی بود که بیش از همه بعنوان نقطه ضعف در کارنامه چهار ساله قربانی دیده می شود ، چرا که برخی اقدامات ، تصمیمات و دخالت های غیر مسئولانه این دو نفر بارها سبب شد تا خدمات دولت در چند سال اخیر به حاشیه رفته و شعار شایسته سالاری و استفاده از نیروهای توانمند به یک جوک خنده دار در آذربایجان غربی تبدیل شود .

با اینکه بسیاری بر عدم انتقادپذیری و عدم مشورت پذیری رحیم قربانی تأکید دارند اما وجود مشاوران متعدد با عناوین مختلف ، حاکی از آن بود که وی تلاش می کرد خود را مدیری اهل مشورت و معتقد به کار تیمی نشان دهد . تشکیل و راه اندازی گروه مشاوران جوان استاندار به ریاست ذبیحی و  عضوگیری بیش از  ۳۰۰ جوان دانشجو و حتی دانش آموز  ، آن هم در آخرین سال کاری دولت نهم  نیز ادعای فرمایشی بودن مشاوران قربانی را اثبات می کند .

اما جدای از برخی انتقاداتی که بر عملکرد دکترقربانی وارد است ، تلاش و پیگیری های مداوم وی در قضیه پل میانگذر دریاچه ارومیه تحسین برانگیز بود به حدی که بخاطر کارشکنی های وزارت راه و ترابری ، با رحمتی وزیر سابق این وزارتخانه درگیر شد و کار را تا آنجا پیش برد که رحمتی از وزارت کنار گذاشته شد و درنهایت با تلاشهای وی و مساعدت های ویژه رئیس جمهور محترم ، یک باند این پل برای عبور مسافران آماده شد و در آذر ماه سال گذشته (۱۳۸۷ ) افتتاح شد .

آذربایجان غربی در این دوره در حوزه ساخت سیلو ، ایجاد شهرک های متعدد صنعتی ، رسمی کردن مرز حاج عمران پیرانشهر و ارائه تسهیلات به بنگاههای زودبازده اقتصادی نیز عملکرد قابل قبولی داشت هرچند برخی معتقدند تسهیلات بنگاههای زودبازده و ایجاد شهرکهای صنعتی نتوانسته است جلو تعطیلی و ورشکستگی واحدهای بزرگ و متوسط تولیدی و صنعتی استان را بگیرد . 

در دوره چهار ساله استانداری قربانی ، یک اتفاق نادر دیگر نیز افتاد و آن چهار بار سفر رئیس جمهور به استان بود که در دیگر استانهای کشور بی نظیر است ، دو بار سفر استانی ( ۸۵ و ۸۷ ) یکبار برای افتتاح پل میانگذر (۸۷ ) و یکبار هم سفر تبلیغات انتخاباتی ( خرداد ۸۸ ) !

از دیگر ابتکارات قربانی که به پیشنهاد ذبیحی انجام گرفت و در بین استانهای کشور بی سابقه بود ، ایجاد یک ستاد خبری من درآورده مستقل بود که با  هدف ساماندهی انتشار اخبار مربوط به استانداری در سایت استانداری و رسانه ها تشکیل شد که درواقع بخشی از وظایف روابط عمومی است .

قربانی در پایان دوره اش با اینکه با همراهی طیبه صفایی همسرش (نماینده مردم تهران )تلاشهای بسیاری  برای گرفتن یک پست مناسب در پایتخت انجام داد وحتی نامش بعنوان وزیر راه ، کار و علوم هم مطرح شد اما در این زمینه موفق نبود ( حداقل تاکنون ) و گفته می شود قصد دارد بازنشسته شود .  

                                                                             Image

                                                                                       وحید جلال زاده

 ۳۲ - وحید جلال زاده ( ۴/۸/۸۸ ) هم اکنون کارنامه ۲۹ استاندار تاریخ استان آذربایجان غربی پیش روی جلال زاده است ، وی استاندار دولتی است که عدالت محوری و مهرورزی شعار اصلی آن است و مردم را ولی نعمت خود می داند ، دولتی که مدعی است تمام تلاش خود را بکار خواهد بست تا فضای کشورمان باردیگر به آرمانهای اصیل و ناب اوایل انقلاب بازگردد و روحیه ایثار ، فداکاری و مهمتر از همه اخلاص در عمل دولتمردانمان بر فضای تاجر مسلکی و سود طلبی و دلال منشی مدیران ، مسلط گردد .

سابقه فردی و خانوداگی جلال زاده ما را امیدوار کرده که استان در آینده نزدیک شاهد تقریب و تحبیب بین نیروهای دلسوز و وفادار نظام و انقلاب ( اعم از نمایندگان مجلس ، نمایندگان خبرگان ، علماو روحانیان )، مدیریت افراد با صلاحیت و غیر مغرض ، رشد و توسعه و بالندگی در عرصه های مختلف ،افزایش امکانات و استفاده از تجربه و تخصص نیروهای سالم گذشته ، با شیم .   

گفتنی است دو تن از استانداران دوبار استاندار شده اند به همین جهت وحید جلال زاده سی امین استاندار تاریخ آذربایجان غربی محسوب می شود .

                                                                                                                   یا علی

 

                                                  


موضوع : |
|+| نوشته شده توسط احمد نقي زاده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 12:9  
طی روزهای اخیر تعدادی از همکاران رسانه ای ، اصحاب قلم و مطبوعات علی الخصوص رسانه های مجازی و اینترنتی کشور و استان با انتشار مطالبی در خصوص حادثه ناراحت کننده اخیر ، به حمایت از این نویسنده کمترین پرداختند مطالبی که زورگویان بی اخلاق بشدت از آنها می ترسند . یادم آمد در کلانتری ۱۴ مدرس که بودم  مسئولین حراست استانداری پیغام فرستادند که رضایت می دهند و از شکایت شان صرف نظر می کنند به شرطی که قضیه را همانجا تمام کنم و هیچ مطلبی در این مورد در  رسانه ها منتشر نکنم ، ولی نمی دانستند شأن و جایگاه تلاشگران مخلص و بی ادعای عرصه رسانه ( آنها که با پول و وعده های دنیوی فریب نمی خورند ) بسیار بالاتر و برتر از آنست که عده ای عافیت طلب مدعی دیانت ، برایشان شرط و شروط تعیین کند .

 به گمان ما انتشار اینگونه مطالب طرفداری و حمایت از یک شخص نیست بلکه حمایت از ادب ، اخلاق ، و قانون مداری و اعلام مخالفت و انزجار از خشونت و زورگویی ، وحشی گری و لمپنیسم دولتی است .

همانطور که « ذوالفقار » در طول سالهای اخیر همواره در مقابل ظلم ها و آسیب هایی که به همکاران رسانه ای وارد شده ، موضع گیری کرده است ، اینک اهالی فضل و معرفت و قلم نیز او را در این واقعه تلخ تنها نگذاشتند و پا به پای او برای ریشه کنی اینگونه رفتارهای زشت و خوی های حیوانی تلاش می کنند .

برای همه اصحاب فکر و اندیشه که در راه عدالت خواهی و ظلم ستیزی  مجاهدت می کنند آرزوی توفیق داریم .              یاعلی

ضرب و شتم خبرنگاران ادامه دارد: این بار به جرم گرفتن عکس از پارچه نوشته های تبریک! : ( عصر ایران )

شیوع خبرنگارزنی ، خطرناک تر از آنفولانزای خوکی  : ( آینا نیوز )

 

 


موضوع : |
|+| نوشته شده توسط احمد نقي زاده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 13:53  
در این مدت کوتاهی که مطلب « ضرب و شتم خبرنگار ذوالفقار را توسط عده ای نا آگاه » منتشر کردیم ، پیام ها و تلفن های متعدد از سوی دوستان جهت ابراز همدردی بدستمان رسید ، اما از آنجا که در برخی از این پیام ها و کامنت ها بعضا" از ادبیات مناسبی استفاده نشده بود ، اخلاق دینی و رویه و منش ذوالفقار ایجاب می کرد که از انتشار آنها پرهیز کنیم . لذا ضمن تشکر از اظهار لطف و محبت همه عزیزان به استحضار می رسانیم :

 ۱- علیرغم همه بی حرمتی ها و بی ادبی های صورت گرفته از سوی افراد اصولگرانما ، ذوالفقار و مدیر آن هیچگاه از مواضع و اصولی که بخاطر آن انواع تهمت ها ، هتک حرمت ها و بداخلاقی ها و مشکلات متعدد را تحمل کرده ، عقب نشینی نخواهد کرد و محکم تر از گذشته برای دفاع از اسلام اصیل  و ارزشهای متعالی انقلاب اسلامی در قالب اصولگرایی ناب علوی آماده و پادر رکاب خواهد ماند و همچنانکه در این مدت یکسال و چند روز غیر از خدای متعال و انبیای الهی نه به احدی اتکا و توکل و توسل نکرده و نه از احدی ترس و واهمه داشته است ، در این مورد نیز به تهدید و ارعاب هیچ کس ارزشی قائل نبوده و خدا را وکیل و حامی همه ستمدیدگان باشرف عالم می داند ! 

۲- « ذوالفقار » اصولگرایی را متعلق به همه کسانی می داند که قلبشان برای امام و انقلاب و رهبری می تپد و جست و خیزهای بیهوده عده ای قدرت طلب و ماجراجو  را به هیچ وجه به حساب اصولگرایی نمی گذارد !

۳ - اقدام زشت و غیراخلاقی چند نگهبان و دربان و مسئولین شان هیچ ارتباطی به جلال زاده استاندار جدیدمان نداشته و یقین داریم در صورت اطلاع ، ایشان هم اینگونه رفتارهای زننده را از سوی هر کس که باشد نخواهند پسندید !  

۴- همچنین باید تأکید نمود که رفتار یک یا دو مأمور نیروی انتظامی نباید به رویه و کردار سایر خدمتگزاران این نیرو تعمیم داده شود اما در صورتی که با متخلفان برخورد لازم صورت نگیرد چه بسا ممکن است نام و اعتبار و خدمات صادقانه هزاران مأمور با اخلاق و وظیفه شناس نیز زیر سوال برود .                   یاعلی


موضوع : |
|+| نوشته شده توسط احمد نقي زاده در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 19:46  
روز گذشته پس از آنکه استاندار جدید آذربایجان غربیدر محل کار خود مستقر شد و اولین روز کاری اش را آغاز نمود ُ بسیاری از افراد دلسوز و وفادار به اسلام و انقلاب با آرزو و امید به توسعه و پیشرفت استان و اصلاح برخی رفتارهای ناشایست گذشته ، دعای خیر خود را بدرقه راه وحیدجلال زاده ای کردند که پس از کش و قوس ها و حرف و حدیث های فراوان به این سمت منصوب شده بود .

سوابق ارزشمند اجرایی و مدیریتی ، ارتباط نزدیک و صمیمی با ریاست محترم جمهور و اعضای کابینه ، تقید و پایبندی به اصول و ارزشهای دینی و اسلامی ، اصالت و نجابت خانوادگی و مهمتر ازهمه جوانی و روحیه نشاط و تلاش همگی از مشخصه هایی است که در چند روز گذشته درمورد استاندار جدیدمان از سوی برخی نزدیکان و دوستانش مطرح شده و انتظارات و توقعات را از او بالا برده است .

برهمین اساس « ذوالفقار » نیز در صدد بود تا گزارشی از ورود استاندار جدید و استقبال اقشارمختلف مردم از او تهیه کند ، به همین منظور ظهر روز گذشته هنگامی که خبرنگار ذوالفقار قصد داشت گزارش خود را با گرفتن عکس هایی از پلاکاردهای متعدد نصب شده در مقابل استانداری ، تکمیل کند که با عکس العمل بسیار زشت و ناشایست مأموران نگهبانی این اداره مواجه شدو پس از مشاجره لفظی ، بشدت از سوی دو تن از نگهبانان ، مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفت و به بهانه مسائل امنیتی و حفاظتی (!) با ضربات مشت و سیلی از کار او ممانعت بعمل آمد .

این اقدام  غیر قانونی و خارج از اصول در حالی صورت گرفت که هیچ تابلوی هشداردهنده ای مبنی بر ممنوعیت عکسبرداری در محل موردنظر دیده نمی شود ضمن آنکه خبرنگار مذکور تنها از پارچه نوشته های تبریک عکس گرفته و هیچ تصویری از اماکن حساس و یا حتی ساختمان و دیوارهای استانداری تهیه نشده است . اما اگر فرض براین باشد که ادعای حراست محترم (!) استانداری مبنی بر ممنوعیت تصویربرداری از ساختمانهای استانداری ، فرمانداری و ادارات تابعه درست باشد ، می بایست نسبت به عدم اجرای دقیق این قانون از سوی حراست استانداری حساسیت نشان داده و آنرا نوعی کم کاری به شمار آورد چراکه قانون مذکور به هیچ وجه در ساختمانهای شماره ۲ و ۳ استانداری و ادارات تابعه از جمله اتباع خارجی ، فرهنگسرای جوان و سازمان جوانان اجرا نمی شود و گویا آقایان ساختمانهای دیگر را متعلق به استانداری نمی دانند و این نشان می دهد که قانون مورد تأکید ایشان ( که بخاطر آن حتی حاضرند قسم دروغ هم بخورند و شهروندان شریف را متهم کنند ) بصورت سلیقه ای اجرا شده و آمرین این اقدام و ضاربین خبرنگار ذوالفقار بدنبال بهانه ای بودند تا از اقدامات عدالت طلبانه و ظلم ستیز اخیر این رسانه اصولگرا ، با توسل به قواعد لمپنی انتقام بگیرند !

پس از اعلام شکایت خبرنگار مذکور از نگهبان خاطی ، حراست استانداری بجای آنکه درصدد دلجویی و عذرخواهی برآید ، در مقابل اقدام زشت و غیراخلاقی زیرمجموعه اش ( بدون آنکه از جزئیات واقعه مطلع باشد ) طی نامه ای محرمانه ، خبرنگار ذوالفقار را به ایجاد هیاهو ، آشوب طلبی (!) و برهم زدن نظم عمومی (!) متهم نموده و خواستار برخورد قانونی با وی گردید !

پزشکی قانونی آذربایجان غربی جراحات وارده به خبرنگار مارا تأیید کرده و بدلیل آسیب های وارده به گوش میانی جهت انجام معاینات تخصصی ، به پزشک متخصص معرفی نموده است . در همین ارتباط یکی از دوستان ما در پزشکی قانونی صبح امروز (چهارشنبه ۶/۸/۸۸ )از حضور یکی از کارمندان حراست استانداری در این اداره جهت انجام مأموریتی نامعلوم خبر داد !!

جالب تر اینکه عصرهمان روز( سه شنبه )حراست استانداری در یک اقدام شتابزده و ناشیانه دستورداد کلیه پلاکاردهای تبریک نصب شده در مقابل استانداری را شبانه جمع آوری نمایند .

گفتنی است پس از تبرئه خبرنگار ذوالفقار در دادگاه از اتهامات واهی و غیراصولی وارده ، این شکایت از طریق ......... استان در حال پیگیری می باشد !  

و باز همان دعای همیشگی : « خدایا ! دین فروشان را آنقدر دنیا بده تا دست از سر دین بردارند ...!! »           یا علی


موضوع : |
|+| نوشته شده توسط احمد نقي زاده در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 12:12  


ذوالفقار رسانه عدالتخواهان و ظلم ستيزان


Yahoo ID : Zolfagar@Yahoo.com


»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button